تبليغاتX
دفتر یک دانشجو
جامعه شناسی

موسیقی به هر نوا ویا صدایی گفته می شودکه شنیدنی وخوشایند باشد وانسان یا موجودات زنده را تحت تأثیر قرار دهد. به بیانی دیگر؛ موسیقی هنر بیان احساسات توسط صداها است. حس شنوای در انسان ها موهبتی است که به هر فرد شنوا این امکان را می دهد تا از شنیدن آوای موسیقی لذت برده و با قدرت مسحور کننده اصوات ارتباط برقرار نماید. هنر موسیقی هنری است که بی واسطه با مخاطبش ارتباط برقرار می نماید. شاید به توان گفت این ویژگی رمز محبوبیت این هنر در طول تاریخ حیات بشر بوده است. موسیقی در تمام سطوح زندگی همراه همیشگی انسان بوده است؛ گاه رخت آیین های مذهبی به تن کرده ودر طلب باران و دفع شر حیوانات درنده نغمه سرایی کرده و گاه سرود شادی و شور زندگی را نواخته است. باید گفت دانش اکثر مردم درباره موسیقی به عنوانی یک علم در حد کم و پایینی قرار دارد. شناخت فرم ها و اصطلاحات این هنر به شنونده کمک می کند تا با انتخاب صحیح بتواند قطعه ای مطابق با سلیقه شنیداری خود یافته و از آن لذت ببرد. در این مجال سعی داریم به توضیح برخی از اصطلاحات رایج در حوزه فرم های موسیقایی و شیوه های اجرایی آن بپردازیم. «اپرا» واژه ای است که هم در هنرهای نمایشی و هم در هنر موسیقی بسیار شنیده می شود.این هنر بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ و سازگار با فضای موسیقی ساخته شده انجام می شود. اپرا را می توان یک نمایش موسیقایی دانست که موسیقایی بودن آن بر نمایشی بودنش ارجحیت دارد. اما در آن عناصر ویژه تئاتر مانند صحنه پردازی و طراحی دکور، طراحی جامه ها، چهره پردازی و بازیگری وجود دارند.در این گونه موسیقایی واژه هایی که بازگو می شود؛ یعنی اپرانامه (libretto)؛ سخن پردازی گفتاری نبوده بلکه به گونه آوازی و سرودی هستند. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی می کنند. همنوایان می توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک ارکستر سمفونیک کامل. البته امروزه این هنر به مانند گذشته نیست و گاه با سبک های دیگرموسیقی آمیخته شده یا به تنهایی و بدون نمایش اجرا می شود.از جمله رهبران ارکستر اپرا می توان از «گوستاومالر» نام برد. در همین جا خوب است نگاهی نیز به واژه «اورتور» داشته باشیم. «اورتور» قطعه ای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، اوراتوریو، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا می شود و معمولاً شامل نغمه های اصلی آن اثر است. این قطعه در اجراهای نمایشی زمانی که هنوز پرده نمایش بالا نرفته، توسط ارکستر اجرا می شود. در موسیقی ایرانی، از اواخر دوره قاجار، برای اولین بار توسط درویش خان مقدمه ای به نام پیش درآمد قبل از درآمد اجرا می شود. واژه معادل پیش نوا از سوی فرهنگستان زبان وادب فارسی برای اورتور پیشنهاد شده است. از دیگر اصطلاحات رایج در هنر موسیقی «ارکستر» است. ارکستر مجموعه واحدی است از نوازندگان سازهای گوناگون که با هم به اجرای قطعات موسیقی می پردازند. یک ارکستر کوچک را معمولاً ارکستر مجلسی (chamberتorchestra) می نامند. ارکسترهای کامل و دارای همه سازهای لازم را با نام هایی مانند ارکستر سمفونیک (هم آوا)، یا ارکستر فیلارمونیک (نوادوستان) نیز می نامند. این صفت ها اشاره ای به نوع سازهای بکار رفته یا نقش و سبک ارکستر ندارند و بیشتر برای نامگذاری های گوناگون بر روی ارکسترهای چندگانه ای که در یک شهر قرار دارند به کار برده می شوند. برای نمونه، نامگذاری گروه هایی مانند ارکستر موسیقی ملی ایران، ارکستر سمفونیک تهران وارکستر فیلارمونیک تهران که کار هر سه همان اجرای آثار موسیقی است. سازگان های فیلارمونی معمولاً از سوی یک انجمن دوستداران موسیقی (انجمن فیلارمونیک) پشتیبانی می گردند مانند انجمن فیلارمونیک تهران. واژه «سازگان» از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای معادل «ارکستر» پیشنهاد شده است. درمقابل واژه «ارکستر» که اشاره به همنوازی تعدادی نوازنده دارد، واژه «رسیتال» وجود دارد که اشاره به تک نوازی یک نوازنده می کند. رسیتال در حقیقت اجرایی آوازی و یا بدون کلام توسط یک نوازنده (گاهی همراه با پیانو) و یا اجرایی از کارهای یک آهنگساز است. ابتکار رسیتال تکنوازی پیانو منسوب به «فرانس لیست» است. تکنوازی و اجرای گروهی ساز در واژه «کنسرتو» قابل تعریف هستند. «کنسرتو» قطعه ای موسیقی است که برای ارکستر و یک ساز (معمولاً پیانو یا ویولن) تصنیف شده است. نقش ارکستر در مجموع همراهی ساز تکنواز است و به همین ترتیب ساز تکنواز نقش اصلی را طی تمام قطعه ایفا می کند.مجموعه قطعه های موسیقی که تکنواز (یا خواننده) برای رسیتال یا ارکستر آماده می کند را «رپرتوار» می گویند. تعداد قطعه های موسیقی در رپرتوار، معمولاً زیادتر از قطعه هایی است که در برنامه رسیتال یا کنسرت اعلام می شود، زیرا ممکن است مخاطبان پس از اتمام برنامه، اجرای قطعه های دیگری را طلب کنند.سمفونی از دیگر فرم های محبوب موسیقایی است. سمفونی قطعه معمولاً ارکسترال در موسیقی کلاسیک است که از چند موومان تشکیل شده است. کلمه انگلیسی symphony از کلمه یونانی گرفته شده است. شروع آن به قرن هجدهم میلادی بازمی گردد. سمفونی های اولیه در ابتدا همان اورتورهای اپرایی بودند. زمانی که سمفونی فرم مستقلی پیدا کرد موومان چهارمی به آن افزوده شد. «یوهان کریستیان باخ» و «موتزارت» و «بتهوون» در شکل گیری آن تأثیر بسزایی داشته اند.
   

روزنامه ابرار

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 0:59  توسط مریم  | 

از شروع: در این مقاله سعی شده در مورد مبانی و اصول پایه ای عکاسی پرتره صحبت کنیم. باید توجه داشت این نکات اصول اولیه و اصلی میباشد و برای اکثر پرتره های متعارف و متداول (Classic Portraits) مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در مورد نکات ساده ولی موثری صحبت خواهم کرد که میتواند عکس های شما را از دوستان و فامیل و .. را بهتر کند. هدف ما عکاسی از صحنه ای میباشد که ارتباط احساسی با مدل در آن مشهود باشد. اگر سوژه جذاب نباشد، یا بی حوصله یا ناراحت باشد در تصویر نهایی این موضوع منعکس خواهد شد و بستگی به این ندارد که شما چقدر در PhotoShop مهارت داشته باشید. ● راحتی و آرامش مدل سعی کنید لحظه ای را شکار کنید که چشمان مدل با دوربین’ ارتباط‘ پیدا میکنند. دوربین های دیجیتال این خاصیت را دارا هستند که شما میتوانید شات های متعددی بگیرید تا موقعی که به این’ ارتباط‘ دست پیدا کنید. این ارتباط میتواند به راحتی بوجود آید. کافیست مدل راحت و آرام باشد یا با تغییر در نحوه قرار گرفتن دستها و یا با داشتن تعامل با محیط و اطراف خود. ▪ زاویه درست: با تغییر زاویه ای سر میتوان از گرفتن عکس های بی حس شناسنامه ای پرهیز کرد. منبع نور را در مکانی تنظیم کنید که صورت مدل به طور واضح و کامل نمایان باشد ولی جزئیات صورت نیز به تصویر کشید شوند. ▪ ایجاد سایه ها: به مدل زاویه ای بدهید و با استفاده از زوم، تصویری با وضوح بالا و دارای پرسپکتیو طبیعی بوجود آورید. به منبع نور هم زاویه ای بدهید که علاوه بر پوشش کل سطح صورت سایه هایی ریزی را در پشت بوجود آورد. ▪ پرتره های جذاب احتیاج به فهمیدن مفاهیم ابتدایی تاثیر نور نیز دارد: استفاده خلاقانه از نور طبیعی و استفاده از نورهای استودیو میتواند تاثیر زیادی روی نتیجه نهایی داشته باشد. در پایان میتوانید ایده های نو و جدید خود را نیز مورد استفاده قرار دهید. بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیوفتد این است که مدل شما خسته و بی حوصله خواهد شد!! ● تمام قد ▪ حالت: برای صلابت و استحکام بخشیدن به مدل، او را در حالتی قرار دهید که دست ها به پایین کمر متصل باشد و پاها کمی از هم باز باشند و کمی خم شده باشند. سعی کنید از زاویه های پایین تر و با استفاده از لنزهای wide عکاسی کنید. ● عکسبرداری پرتره پرتره از آغاز اختراع عکاسی تاکنون تغییرات فراوانی پیدا کرده است. برای گرفتن یک پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید: ۱) صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل کرده و بهترین حالت صورت را برای عکاسی درنظر بگیرید. برای این کار مدل را بررسی کنید، اول با او صحبت کرده تا بتوانید بهترین حالتی که معایب او به نظر نرسد را انتخاب کنید. به عنوان مثال اگر کسی دارای چانه چاق می‌باشد نباید سر خود را به پایین بیاورد. ۲) یکی از مهمترین وسایلی که برای عکسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی‌های خاص پرتره می‌باشد که ویژگی‌ نرم‌کردن تصویر را دارا می‌باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عکس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی‌ها خطوط چهره مثل چین و چروک را محو می‌کنند. البته لازم به توضیح است که گاهی اوقات عکاس پرتره ممکن است بخواهد به عمد، چین و چروک پوست را بیشتر هم نشان بدهد. ▪ تاثیر فیلتر نرم کننده یا (Soft Focus) عدسی‌های نرم‌کننده قابل کنترل بوده و می‌توان شدت نرمش را کنترل کرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین‌های قطع بزرگ قابل استفاده می‌باشند. اگر از دوربین‌های قطع کوچک استفاده می‌کنید برای اعمال این ویژگی از شیشه‌های مخصوصی استفاده کنید که مانند فیلتر بر روی عدسی بسته می‌شوند و با شکست نور نرمی را ایجاد می‌کنند. به این شیشه‌ها ((فیلتر نرم‌کننده)) یا پخش کننده می‌گویند. ۳) گرفتن پرتره در فاصله نزدیک باعث اعوجاج و کج‌شکلی می‌شود. لذا نباید بیشتر از ۵/۱ متر به مدل نزدیک شد. بنابراین باید از عدسی‌هایی استفاده کنید که فاصلهٔ کانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیک‌شدن به مدل، ‌نمای درشتی از چهره‌اش بردارید. بهترین لنز برای عکاسی پرتره، لنزی است که فاصله کانونی آن دو برابر فاصله کانونی لنز نرمال ‌باشد. به عنوان مثال در یک دوربین ۳۵ میلیمتری، یک عدسی با فاصلهٔ کانونی ۸۵ تا ۱۳۵ میلی‌متر برای پرتره مناسب است. ▪ تاثیر لنز واید در عکسبرداری پرتره ۴) نوع و اندازه دوربین برای عکاسان حرفه‌ای که عکس را روتوش می‌کنند بسیار مهم است. در کادرهای کوچک مانند دوربینهای ۱۳۵ امکان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عکاسی پرتره مناسبتر است. ۵) زمینه باید متناسب با موضوع باشد. ۶) دوربین باید در جایی تعبیه شود که بتواند مناسب‌ترین زاویه‌ها را دارا باشد. ۷) فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود که نقاط اصلی موضوع که مد نظر عکاس است، در داخل میدان وضوح واقع شود ▪ تاثیر تغییر عمق میدان وضوح ۸) سوژه نباید تا آماده‌ شدن عکاس تکان بخورد. در زمان‌های قدیم که حساسیت شیشه‌های عکاسی کم بود از آلاتی برای نگهداری و ثابت نگه‌داشتن موضوع استفاده می‌کردند. باید دقت کرد که سوژه با تکان‌خورد از میدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربین‌های انعکاسی سوژه دائماً در منظره یاب دیده می‌شود و تغییر وضوح آن مشخص است. ۹) نورسنجی از مواردی است که دقت بسیار زیادی را می‌خواهد. نور باید به قدر کافی به فیلم بتابد. اگر موضوع نمی‌تواند بی‌حرکت باشد بهتر است با دیافراگم بازتری عکس گرفت تا با سرعت عکسبرداری بالا از تکان‌‌خوردگی موضوع جلوگیری شود؛ مانند پرترهٔ کودکان. ۱۰) نور بی‌شک از مهمترین مسئله‌ای است که عکاس با آن روبروست. به‌طور کلی دو نوع نور وجود دارد. ۱) نور عمومی که همه‌جای مدل را در روشنایی لطیف قرار می‌دهد. ۲) نور اختصاصی که فقط به نقاط لازم تابانده می‌شود. نور عمومی به تنهایی موضوع را تخت و مسطح نشان می‌دهد. بهتر است نور اختصاصی برای القای عمق و بُعد استفاده ‌شود. می‌توان به وسیلهٔ کاغذ یا پارچهٔ سفید سایه‌ها و انعکاس‌های دلخواه را به وجود آورد. قابل ذکر است که در عکاسی سیاه و سفید تلفیق دو نور مصنوعی و نور طبیعی مانعی ندارد. اما در عکاسی رنگی به علت تأثیرات آبی و زرد موجود در این نورها باید نورسنجی بسیار دقیقی انجام شود و از یک نوع نور (مصنوعی یا طبیعی با کلوین یکسان) استفاده شود. ● نورپردازی پرتره: ۱) نور روبرو: تصویری کاملاً مسطح و بی‌عمق ایجاد می‌کند. ۲) نور مایل: برجستگی‌ها را بهتر نشان می‌دهد ولی قسمتی ازچهره در تاریکی است. ۳) نور مماس: برای برخی از حالت‌های چهره در وضع نور مایل می‌توان چنان پیش رفت تا نیمی از صورت را روشن کند و با آن مماس شود. ۴) نور پایین: از پایین به موضوع می‌تابد و حالت خاصی را به چهره می‌بخشد که بیشتر برای ایجاد جلوه های ویژه نوری کاربرد دارد. در این حالت سوژه کمی ترسناک بنظر می رسد.. ● شرایط موضوع: ▪ صورت گرد یا چاغ: سوژه را نسبت به دوربین در حالت سه چهارم ‌رخ قرار دهید، از نورپردازی کوتاه استفاده نمایید، زاویه دوربین را کمی بالا ببرید. ▪ صورت لاغر: سوژه را تمام رخ قرار دهید. ▪ صورت پرچین: از نورپردازی مات و روبرو استفاده نمایید. ▪ صورت لک‌دار یا با اثر سوختگی: نواحی دارای مشکل را در سایه قرار دهید یا موقعیت سوژه را طوری قرار دهید که مشکل در عکس دیده نشود. ▪ بینی بزرگ: کمی چانه را بالا ببرید، لنز دوربین را در راستای بینی قرار دهید. ▪ بینی کوچک: لنز دوربین را نسبت به بینی با زاویه نگه دارید. ▪ فک مستطیلی: از حالت سه چهارم ‌رخ استفاده کنید، زاویه دوربین را بالاتر ببرید. ▪ غبغب: گردن را بکشید، سر سوژه را به طرف دوربین کج کنید. ▪ چشم‌های غیر هم اندازه: چشم بزرگتر را نزدیک به دوربین و چشم دیگر را در سایه قرار دهید. ▪ چشم‌های گودافتاده: نور را روبروی چشم‌ها بتابانید. ▪ پلک‌زدن: عکس را بلافاصله بعد از یک پلک‌زدن بگیرید. ▪ گوش بزرگ: موقعیت سوژه سه چهارم ‌رخ، فقط یک گوش را نشان دهید. گوش دیگر را در سایه قرار دهید، با عینکی با فریم خالی عکس بگیرید، عینک را در موقعیت دور از نورها قرار دهید، ارتفاع نور را زیاد کرده و یا از بازتاب سقف استفاده نمایید. ▪ موی تیره: بررسی کنید که پس‌زمینه در موها محو نمی‌شود، از نور جداگانه مخصوص موها استفاده کنید تا موها برق بزند. ▪ موقعیت مردان: بالای سر را به طرف شانه دورتر متمایل کنید. ▪ موقعیت زنان: بالای سر را به طرف شانه نزدیک‌تر متمایل نمایید.( البته برای زنان از هر دوی این موقعیت‌ها می‌توان استفاده نمود.) ● در مورد دستها: ▪ هیچگاه نواحی صاف دست را نشان ندهید، لبه‌های انگشتان را نشان دهید. ▪ انگشتان نباید در مقابل لنز قرار گیرند. ▪ انگشتان را در تمام مفاصل کمی خم کنید. ▪ دست مردان بهتر است بسته‌تر و دست زنان بازتر باشد. ▪ انگشتان را در هم نپیچید. ▪ سر را در حالت تکیه داده به مشت قرار ندهید. ● گرفتن عکس گروهی: ـ به عنوان یک قاعدهٔ کلی، در عکس باید طیف یکنواختی در گروه دیده شود، هم از لحاظ شرایط فیزیکی گروه و هم شرایط بصری. ـ تمام افراد گروه بهتر است دارای طیف یکنواختی از رنگها باشند، طیف گرم یا سرد. ـ افرادی که رنگهای روشن و درخشان پوشیده‌اند باید در میانه گروه قرار گیرند. ـ مردان را کمی بلندتر از زنان قرار دهید. ـ ارتفاع قدها را به صورت منظم و به ترتیب تنظیم کنید. ـ یکبار افراد گروه را بر اساس ارتباطشان با یکدیگر قرار داده و بار دیگر مردان را در یک سمت و زنان را در سمت دیگر کادر قرار دهید. استقرار باز به عکسی می‌گویند که بین افراد فاصلهٔ فیزیکی یا بصر باشد. استقرار بسته به عکسی گفته می‌شود که بعضی از قسمت افراد در عکس روی هم بیفتد و فاصلهٔ بصری بین آنها نباشد. با ترکیب استقرار باز و بسته در گروههای بزرگ می‌توان عکسهای جالبی گرفت. ● ژست مخصوص زوجها ▪ ژست روبه‌روی هم: افراد روبروی هم قرار می‌گیرند یا همدیگر را لمس می‌کنند. ▪ ژست رو به دوربین: در این حالت دو نفر به صورت پشت سر هم با زاویه‌ای رو به دوربین به صورتی که جلوی بدنشان دیده شود می‌ایستند و به روبرو نگاه می‌کنند. برای ایجاد صمیمت فاصله بین سرها را کم کنید. فضای اطراف زوجها را در کادر، زیاد بگیرید. ● پیشنهاداتی برای نورپردازی حالت تصویر را با نورپردازی هماهنگ نمائید. ▪ نورپردازی بالا (High key): القای شادی. در این حالت اکثر قسمتهای تصویر و سوژه روشن است. ▪ نورپردازی کم (Low key): القای غم و حالت درام. در این حالت کنتراست نورپردازی بالا می باشد. مثالی برای نحوهٔ نورپردازی بالا : ▪ میزان نور اصلی و نورپرکننده را به هم نزدیک کنید (نسبت ۱:۱ یا حداکثر ۱:۲ ▪ لباس روشن، زمینهٔ روشن. ▪ بدون سایه. ▪ نور را بر اساس مرکز زمینه تنظیم کرده و نور زمینه را یک گام بالاتر از نور اصلی قرار دهید. ▪ سوژه باید در میانه راه بین زمینه تا دوربین قرار گیرد. ▪ نور اصلی باید از دو منبع چتری با قدرت مساوی و در حالت ترکیبی باشد. با توجه به مطالب گفته شده: الف) اگر از یک لامپ استفاده کنید جزییات چهره مشخص می‌باشد و با کمک صفحات منعکس‌کننده یا نور یک پنجره می‌توان سایه‌های شدید را ملایم کرد. ب) در پرتره با دو لامپ در صورتی که از یک صفحه منعکس‌کننده استفاده کنید می‌توانید تصویری با عمق و برجستگی ایجاد کنید. مهم ایجاد تعادل بین این دو نور می‌باشد. نباید نورها با هم مساوی باشند بلکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد. ج) در پرتره با سه لامپ، یک نور را نور اصلی، یک نور را نور پر کننده و نور سوم را از بالا برای کتفها و مو قرار دهید.
   
منبع www.clickmylife.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:10  توسط مریم  | 

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود. این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید. این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند. این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود. در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند. اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است. این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد. و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود. تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند. وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد. نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید. نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت. پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید. ● داگر و نی پپس: سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت. در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند. در سال ۱۸۳۸ شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد. قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!) در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود. از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد. و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.
   
منبع با کمی تغییرات: persianforum.net  
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:56  توسط مریم  |