سلام... الان یه ترمی میشه که من درس جامعه شناسی در ادبیاتو تموم کردم و شاید گفتنشن الان بعد از گذشت ۱ترم جالب نباشه ولی دوست داشتم بگم که استاد گرامی این درس به من نمره ی ۵/۱۴ داد..قصدم شکایت از کسی نیست و درسته که اول ترم امید زیادی نداشتم ولی تمام تلاشمو کردم و تمام کارهایی استاد خواسته بودو از جمله(عکس.نقد.تحقیق)رو در حد خودم ارائه دادم.البته امتحانشم بدک ندادم ولی مثل اینکه ایشون تشخیص دادن نمره ی من باید این باشه و البته نمره ی چندان بدی هم نبود ولی برای کسی که تو یه درس تلاش کافی رو بکنه کم بود ومن اینجا باید جمله ای که تو اولین گزارش کلاسیم نوشتمو دوباره تکرار کنم................
اگر تقدیر یک لیموی ترش نصیبمان کرد از ان شربت لیمو درست کنیم.
خوشبختانه این درسو هم پاس کردیم و تموم شد....خسته نباشم................
دیروز را دوام اورده ام...امروز را نیز دوام خواهم اورد ...من این اجازه را به خود نمی دهم که فکر کنم فردا چه خواهد شد...
.
روز یکشنبه ۲/۱۰/۸۶ چهاردهمین جلسه کلاس بود که قرار بود در مورد مسائلی که از اول ترم در موردشون صحبت نکردیم توضیحاتی داده بشه و به این نتیجه رسیدیم که تا الان در مورد موسیقی مطلب خاصی گفته نشده و استاد برای توضیح کتاب جامعه شناسی مصرف و موسیقی (محمد فاضلی) رو اورده بودن و صحبت هایی در مورد موسیقی کردند که خلاصه ای از اون رو منویسم:
موسیقی مهم ترین مقوله ی هنری در دنیای امروز است چون
1_همه ی ما در معرض موسیقی هستیم و بالا ترین و همگانی ترین هنر جهان امروز موسیقی است .
2_موسیقی دارای کارکرد های گسترده ای است به طوری که تمام تجربیات زندگی ما متاثر از موسیقی است و نفوذی همه جانبه در تجربیات روزمره ی ما دارد .
3_موسیقی نه تنها بیان تجربه ی ما از زندگی است بلکه شکل دهنده ی هویت است .
_ موسیقی پاپ چیزی است که هویت و خرده فرهنگ جوانی به کمک ان شکل می گیرد . جوانان بوسیله ی ان هویت جوانی خود را شکل می دهند و خود را از نسل های پیشین متمایز می کنند . زنان در دنیای امروز به کمک موسیقی پاپ هویت زنانگی خود را شکل می دهند و یا گروه های مهاجر که هویت خود را در دل هویت های بزرگتر شکل می دهند _
بنابرین موسیقی دنیای امروز هم رسانه است و هم فرایندی است که ما به کمک ان هویت خود را بوجود می اوریم و هویت خود را از دیگران متمایز می کنیم.
ابعاد گسترده موسیقی:
اقتصاد موسیقی – سیاست موسیقی – فرهنگ موسیقی
کمپا نی های موزیک که به صورت گسترده شکل گرفته اند و موزیک برایشان بیزینس است و دست اندر کار خدمات موسیقی هستند کمتر از کمپانی های بزرگ دنیا ثروت ندارنند. بازار و سرمایه داری فرهنگی سرمایه داری مبتنی بر کالای نرم است و اقتصاد صدا که یک رکن از اقتصاد جهان را تشکیل می دهد و به صورت عادلانه در کشور ها نیست و نابرابری هایی وجود دارد . شرکت های بزرگ می توانند بازارهای جهانی برای خود ایجاد کنند و قطب های جهانی برای خود بوجود اورند و فرایند استعمار و استثمار بوجود می اورند و به همین ترتیب می توانند سیاست مو سیقی را بوجود اورند .استفاده از موسیقی ابزاری برای مبارزه ی سیاسی اشکار و پنهان است به عنوان مثال موسیقی کردی که به به عنوان قوم فاقد سرزمین تلاش می کنند از طریق هویت خود مشروعیت و استقلال خود را بدست اورند و موسیقی کردی ابزاری است برای کمک به این کار.
ولی امروزه الگوی عمل سیاسی عوض شده است و اشکال جدیدی پیدا کرده است که کارنوالی _جنبش اجتماعی _ سیاست فرهنگ اشکال ان هستند
سپس اقای بصیری کارشناس ارشد فلسفه ی هنر که در زمینه ی موسیقی فعالیت داشتند در مورد موسیقی ملی و ولین چهره های ان موسیقی کلاسیک و پاپ که قابل توجه بودند.
اتش دشمنی را انقدر شعله ور نکنید که خودتان را بسوزاند.
دو زندانی پشت میله های زندان به دور دست ها نگاه می کردند یکی از انها فقط کثافت میدید و دیگری ستاره ها را.
روز یکشنبه ۲۵/۹/۸۶ سیزدهمین جلسه کلاس بود که چون ما تا ساعت 1 کلاس داشتیم و ناهار هم نخورده بودیم گفتیم قبل از شروع این یکی کلاس بریم یه چیزی بخوریم چون ممکن بود از گرسنگی سر کلاس غش کنیم و اون روز دانشگاه بی تفاوت با مدرسه نبود و ما از صبح سر کلاس بودیم دیگه تند تند رفتیم یه ساندویچ خریدیم و من تا نصفه خوردم و زود رفتم سر کلاس. بچه ها قرار بود کتاب خشم و هیاهو رو بخونن و این جلسه سه نفر مسئول نقد اون شده بودن و اول شروع کردن به گفتن موضوع داستان و معرفی شخصیت های داستان و همه ی شخصیت های مطرح داستان رو نوشتن و برامون توضیح دادن و به حدی خوب توضیح دادن که ما اصلا باورمون نمی شد کتابو نخوندیم و حسابی از قضایای کتابه سر دراوردیم دیگه به فصل اخرش که رسیدن استاد هی می گفتن وقت نداریم و اونها هم اصلا دلشون نمی اومد ازش بزنن خوب چون زحمت کشیده بودن و نمی خواستن نیمه تموم بمونه ولی در هر حال با همه ی عجله ی استاد داستانو تموم کردن و بعه هم شروع کردن به نقد داستان و مسائل داستان رو باز کردن و از ابعاد مختلف بررسیش کردن.
این جلسه واقعا برای کسی که به نقد علاقه منده جالب بود چون هم با روشش اشنا میشد وهم میتونست به مسائلی که باید تو تحلیل یک داستان بهش توجه کنه بپردازه واینکه چه جوری یه داستانو برای خواننده ملموس کنیم و شخصیت پردازی خوبی داشه باشیم .
هیچ کس به جز خودت نمی تواند ارامش و خوشبختی به تو بدهد.
تا زمانی که می توانیم لذت ببریم باید از زندگی و نعمت هایی که خدا به ما داده است لذت ببریم . من هر روز از زندگیم را به گونه ای زندگی می کنم که گویی اولین و اخرین روز زندگیم است.
روز یکشنبه ۱۸/۹/۸۶ دوازدهمین جلسه ی کلاس بود که با تعداد کمی از بچه ها شروع شد و بعد کم کم بچه ها اومدند . این جلسه قرار بودکه در مورد کتاب جامعه شناسی و ادبیات دکتر علی اکبر ترابی بحث کنیم که سه تا از بچه ها این کارو قبول کرده بودن و فقط یکی از اونها امادگی داشت و برامون توضیح دادن که این کارو خیلی هم خوب انجام دادن و ادامه ی بحث رو خود استاد دنبال کردن و در مورد شعر نو و نیما توضیحاتی دادند که خلاصه ای از اون رو در پایین مینویسم.
چرا نیما پدر شعر نو شد؟
استدلال استاد :چیزی که باعث این شد نبوغ نیما نبود و حتی تلاش ها و سعی نیما نیز نبود بلکه فضای اجتماعی که بعد از نیما بوجود امد به نیما این اجازه را داد که او بنیان گذار یک سبک فارسی شناخته شود و و ان فضا هم تحت عنوان مدرن شدن بود و شعر فرایند های مدرن شدن این زمینه ی اجتماعی را برای نیما فراهم کرد. اگر تحولات بعد از نیما رخ نمی داد و نیما همین شعر ها را گفته بود ممکن بود او مقام را نداشت
ان چیزی که شعر نو را مشروعیت داد زمینه ی اجتماعی بود
دقیقا مانند ان چیزی که کنت را به جای ابن خلدون پدر جامعه شناسی کرد چون تولد کنت بهنگام بود ولی ابن خلدون تولدی نا بهنگام داشت و در زمان او جامعه هم چنان به نگاه متافیزیکی وابسته بود و میل به تسلط اجتماعی و اجتماع علمی در زمان او وجود نداشت و هیچ کس در جهان اسلام راه او را دنبال نکرد
به تعبیری دیگر در زمانی که نیما شروع به شعر گفتن کرد اولین واکنش ها به شعر او توسط یکی از چهره های بزرگ اوایل قرن حاضر<علی اذرخشی> انجام شد که شعر های نیما را شروع انحطاط شعر فارسی بیان می کند.
قبل از نیما نزاع نو و کهنه در دوران مشروطیت بوجود امد و قبل از نیما افرادی مثل شمس نیز شعر نو سروده بودند . شعر های نسیم شمال فضای کلاسیک را باز کرد و تمرین های جدیدی برای اوزان متفاوت بود و تنوع وسیعی را اغاز کرد . اینها مفاهیم و تصاویر جدیدی را وارد شعر کردند ولی به عنوان بنیان گذار شعر نو شناخته نشدند.
تحولات اجتماعی و فضای گفتمان ادب فارسی در دوره های بعد از نیما به گونه ای رقم خورد که شعر نورا مشروعیت اجتماعی بخشید و همین باعث بنیان گذاری او شد.
بهنگام بودن در اجتماع باعث میشود که حرف نو بتواند جای خود را در اجتماع پیدا کند.
زندگی کوتاهتر از ان است که خود را در گیر مسائل جزئی کنیم.
ذهن در درون خود ارمیده است و در همین درون قادر است بهشت را به جهنم و جهنم را به بهشت تبدیل کند.
روز یکشنبه 11/9/86 یازدهمین جلسه ی کلاس بود که با نمایش عکس های بچه ها شروع شد چهار تا از بچه ها عکساشون اماده بود و اونها رو نگاه کردیم و خودشون هم درباره ی عکسهاشون توضیحاتی دادن موضوعاتی که انتخاب کرده بودن :
1_نوشته های روی نیمکت ها و دیوارها 2_تصاویری از کربلا 3_نشان دادن تبعیض ها در شهر به صورت فیلم کوتاه 4_فیلمی که تدوینش توسط یکی از بچه ها انجام شده بود
این جلسه با نمایش این عکس ها تموم شد چون دیگه وقتی برای کار دیکه ای نمونده بود و بعد تصمیم گرفته شد که کتاب خشم و هیایو برای دو هفته بعد خونده بشه و اونو نقد کنیم.
کسی که واقعا مومن است هیچوقت دچار بیماری عصبی و روانی نمی شود.
سعی می کنم به مساله ام با دیدی درست بنگرم . به خود می گویم دو ماه دیگر بد شانسی ات را فراموش کرده ای و دیگر در مورد ان ناراحت نیستی در این صورت چرا همین امروز مثل دو ماه دیگر این کار را نمی کنی.
روز یکشنبه 4/9/1386 دهمین جلسه ی کلاس بود ولی در کلاس تشکیل نشد قرار بود بچه ها ساعت 1 جلوی در دانشکده حاضر باشن تا به فرهنگسرای هنر که کنار پارک ساعی بود بریم تعدادمون موقع رفتن اندازه ی نصف اتوبوس بود خیلی کم بودیم و البته می تونم بگم که بیشتر تهران گردی کردیم چون اول ادرسو یادشون رفته بود بعد هم خیابون ولیعصر رو بالا و پایین میرفتیم در جستجوی فرهنگسرا و خلاصه بعد از تقلای زیاد و پرس و جو بالاخره یافتیمش و فهمیدیم از جلوش هم رد شدیم ولی ندیدیمش . پیاده شدیم و رفتیم داخل اسم هامونونوشتیم و وارد شدیم ما که رسیدیم خانمی در حال صحبت بودن و بعد هم اقای فرهادی از استاد فاضلی دعوت کردن برای سخنرانی و تا اقای فاضلی مشغول صحبت شدن فهمیدن که وقت زیادی ندارن و زود باید تموم کنن و البته بحثشون درباره ی هنر نصفه موند و به قولی نیومده رفتیم و سوار اتوبوس برگشتیم به دانشکده ی خودمون .سفر علمی _تفریحی خوبی بود که جنبه ی گشت و گذارش بیشتر بود.
بهتر است یک قاشق علف را با عشق بخوریم تا یک گاو پروار شده را با نفرت
انسان های عاقل هیچگاه در گوشه ای نمی نشینند و برای چیزهای از دست رفته غصه نمی خورند بلکه با جدیت تلاش می کنند تا ضرر را جبران نمایند
روز یکشنبه27/8/1386 نهمین جلسه ی کلاس بود که قرار بود بچه ها فیلم ترومن شو رو ببینن و بریم سر کلاس و نقدش کنیم که این کار هم طبق برنامه ی کلاس انجام شد. و قرار شد دفعه ی بعد کتاب نقد کنیم . دیگه همه ی بچه های کلاسمون کم کم دارن واسه خودشون یه پا نقاد و صد البته هنرمند میشن و به قول بچه ها بیشترین فعالیت برای این کلاس انجام میشه من که خودم هنوز موفق به انجام تحقیق های بقیه ی در سهام نشدم ولی بیشتر کارهای این کلاسو انجام دادم. تا بریم ببینیم اخرش چی میشه.
انهایی خوشبختند که فقط کاری که برایشان جالب است را باید انجام دهند این اشخاص خوشبختند چون دارای انرژی و شادابی بیشتری هستند و کمتر نگران و خسته اند
انرژی های شما همان جایی هستند که علایقتان است
روز یکشنبه ۲۰/۸/۱۳۸۶ هشتمین جلسه ی کلاس جامعه شناسی در ادبیات بود .استاد تصمیم گرفتند خودشون ادامه ی بحث جلسه ی قبل رو توضیح بدن به اضافه ی بحث های دیگری در پیرامون اون موضوعات.و من مطالبی که سر کلاس نوشتم و می نویسم مطالب خوبی بودن:
اجتماعیات در ادبیات چیست و چه زمینه های فرهنگی و اجتماعی باعث ظهور این مقوله شد و اینکه جای نظریات اجتماعیات در ادبیات در کلیات کجاست و این دیدگاه تا به امروز چه دستاوردهایی برای ما داشته است؟
تا کنون بحث نظری درباره ی چیستی.چگونگی و چرایی درباره ی اجتماعیات ارائه نشده است و اکثر مقالات بحث هایی است درباره ی یک اثر ادبی از این دیدگاه . مطالعه ی اثار یک ادیب از این دیدگاه . مطالعه ی دوره تاریخی از این دید گاه. ولی بحث های روش شناختی . معرفت شناختی و نظری جامعه شناسی در ادبیات در ایران رشد نکرده است و این باعث شده به صورت بحث یا دیدگاه غیر دانشگاهی بدون روش همچنان باقی می ماند.
نکته اول:ما یک شکل بنیادی درباره ی تلقی از اجتماعیات در ادبیات نداریم.
نکته دوم:اجتماعیات در ادبیات تاریخی دارد ان تاریخ عبارت است از
جامعه شناسی در ایران ابتدا در سال ۱۳۱۲ توسط ویلیام هاز انسان شناس المانی که توسط دولت المان اعزام شده بود در دانشسرای تربیت معلم درسی به نام جامعه شناسی تعلیم و تربیت
(علم الا جتماع)میداد و سپس این درس به دکتر غلامحسین صدیقی پدر جامعه شناسی در ایران منتقل شد .
صدیقی به عنوان واضع جامعه شناسی مقوله ی اجتماعیات در ادبیات را برای اولین بار به کار برد و این درس را ابداع و تدریس کرد مهم ترین شاگرد وی دکتر محمود روح الامینی است که کتاب اجتماعیات در ادبیات فارسی را نوشته اند .
دو ویژگی دکتر صدیقی:۱ـ تفکر ناسیونالیستی ۲ـ پوزیتیویست+اثبات گرا
اجتماعیات در ادبیات حاصل یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیتیویستی به جامعه شناسی و ادبیات در ایران در دوره ی اغازین شکل گیری علوم اجتماعی است.
زمینه های ظهور ایده ی اجتماعیات در ادبیات :
۱ـ تفکر ناسیونالیسم فرهنگی که موارد فرهنگی زیر را شامل می شود:
(سرزمین.زبان.اداب و رسوم ایرانی.نژاد اریایی.سرکوب اقوام و قومیت ها.فرهنگ زرتشتی)
ریشه های ان به دوره ی مشروطه بر می گردد.اولین ویژگی ان دوره این بود که هم به اندیشه های سیاسی و هم به روشنفکران مربوط می شد.
ما باید به منابع فرهنگ بومی خود توجه کنیم و تمدن و پیشرفت جامعه را بر اساس منابع خود دنبال کنیم و این منابع به منابع فرهنگی بدون اسلام (زبان و ادبیات فارسی)خلاصه می شود.
در این دوران است که علی اکبر دهخدا و چهره های بزرگ ادب فارسی ظهور می کنند و طبیعی است که این رشته(اجتماعیات)یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیستیویستی به ادبیات فارسی است و دوم اینکه یک رویکرد بین رشته ای است که سعی میکند از منظر جامعه شناسی به ادبیات و منابع ایرانی و عمدتا فارسی بپردازد.
۲ـ تفکر پوزیتیویسم :که شامل موارد(تجربی.روش سیستماتیک .کمی گرایی در علم. عینی گرایی در علم. قائل به توان و قدرت استقراء در علم )
۳ـرویکرد اجتماعیات در ادبیات یک رویکرد مشروعیت بخش و بومی ساز برای رشته ی ناسیونالیستی ساخته ی جامعه شناسی در ایران است.
۴ـیک رویکرد واسط برای پیوند منابع فرهنگی ایران با دانش های جدید بود
اجتماعیات در ادبیات پیش از انکه توسط جامعه شناسان با استقبال روبرو شود توسط کسانی که در حوزه های ادبیات و زبان فارسی فعالیت می کردند مواجه شد و این یک ایده ی حاشیه ای بوده و تا به حال جدی تلقی نشده است و به صورت ایده ای که در نظام دانشگاهی جا باز کند وارد نشد .
حالا چرا ذر حاشیه قرار گرفت:
۱ـ اجتماعیات در ادبیات فارسی دارای ما به ازای جهانی یا غربی نیست به این معنا که شاخه های دیگر جامعه شناسی در دنیای غرب ما به ازاهایی دارند که ما می توانیم انها را ترجمه و استفاده کنیم.
۲ـ اجتماعیات در ادبیات فارسی پیش از انکه یک رویکرد علمی یا دانشگاهی به ادبیات باشد یک رویکرد سیاسی به ادبیات و جامعه شناسی است
۳ـ اجتماعیات در ادبیات به دلیل نداشتن متخصصان و محققانی که در علوم اجتماعی تربیت یافته باشند و توانایی لازم برای تولید دانش بنیادی و نظری داشته باشند عملا فاقد برخورداری از امکان و فرصت برای رشد و توسعه را داشت.و باعث شد این ایده تا امروز در یک سمت باقی بماند و به جایگاهی کلیدی در دانشگاه ها اختصاص نیابد
اجتماعیات در ادبیات د تاریخ نیم قرن مراحل مختلفی را طی کرده است
۱ـ استخراج مضامین و موضوعات اجتماعی در ادبیات فارسی بود. ادبیات فارسی مبنا و هدف این رویکرد بود ۲ـ در دوره ی بعد توصیف شرایط اجتماعی ـتاریخی دوره های مختلف ادبیات فارسی ۳ـو در اخر بیان زندگی نامه
و در اخر هم استاد نمونه هایی برای ما ذکر کردند که فقط مورد سوم ارزش ادبی داشت:
۱ـ جامعه شناسی در اثار سعدی ۲ـسیمای جامعه در اثار سنایی
۳ـزمینه های ایرانی در شعر فارسی (شفیعی کدکنی)
هر روز در پی ان باشیم که چگونه می توانیم شخصی را خوشحال کنیم.
در زندگی دو هدف وجود دارد:
بدست اوردن انچه که انسان ارزویش را دارد و لذت بردن از ان
فقط افراد عاقل و دانا می توانند به هدف دوم برسند.
روز یکشنبه 13/8/1386 هفتمین جلسه ی کلاس بود . یکی از شاگردهای ارشد استاد قبول کردند که کتاب
جامعه شناسی در ادبیات رو برای ما کنفرانس بدهند تا شاید این مطالب سنگین برامون سبک تر بشه و بتونیم
اونو راحت تر درک کنیم .
کلاس اون روز محیطی دوستانه داشت صندلی ها کنار هم به صورت گرد چیده شده بود خلاصه امیر اقا
شروع کردن به توضیح دادن و خداییش هم خوب توضیح می دادن یعنی خیلی گرم و روان صحبت کردن و همین باعث شد به صحبت هاشون درباره ی اون کتاب خشک گوش بدیم. ایشون مطالب مهم کتاب رو به طور خلاصه گفتن ولی متاسفانه چون مطالب کتاب گسترده است نتونستن تمومش کنن و قرار شد هفته ی اینده ادامه ی بحث دنبال شود.
جسم یک شخص عصبانی و خشمگین همواره مملو از سم است .
اگر می خواهیم خوشبخت باشیم باید از فکر کردن درباره ی سپاسگذاری و ناسپاسی دیگران دست برداریم واز صمیم قلب بذل و بخشش کنیم.
روز یکسنبه 6/8/1386 ششمین جلسه ی کلاس در ابتدا با توضیحات همیشگی استاد شروع شد و بعد از اون هم از یکی از شاگردهای ارشد استاد دعوت شده بود که توضیحات این کلاس بر دوش ایشون باشه .بحث اون روز تحلیل سینمای مخملباف بود.و یه چند دقیقه ای از فیلم (ناصرالدین شاه اکتور سینما) رو برامون به نمایش گذاشتند و میشه گفت کلاس جالبی بود و اطلاعاتی کسب کردیم و من فکر میکنم از این به بعد خودم با دقت بیشتری به همه ی فیلم ها نگاه کنم یا بهتر بگم از نگاه جامعه شناسی فیلم نگاه کنم چون فکر کنم بیشتر لذت ببرم.حالا یه توضیحی در مورد کلاس بنویسم.....
گفتمان دو مفهوم زبان شناختی و جامعه شناختی دارد
در مفهوم زبان شناختی به کیفیت زبانی (رابطه ی وازگان. اجزای تشکیل دهنده ی زبان) اشاره دارد.
در مفهوم جامعه شناختی نظامی از ایده های منسجم است که ما به طور عادی با نام جریان از ان نام می بریم.
برای بررسی یک اثر از دو روش استفاده می کنیم:
1_روشی که بگوید جامعه چیست؟
2_درون مایه ی سبکی و محتوایی اثر مورد نظر را به ما نشان می دهد
مقایسه و کاربرد انها با هم به ما کمک میکند که تلاقی های جامعه را کشف کنیم و نسبت جامعه و هنر را بشناسیم.
اهمیت سینما:
در هر قرنی یک هنر پررنگ تر از بقیه جلوه می کند. ( قرن 17:تاتر _قرن 19:رمان _قرن 20:سینما)
پدیده ی مهمی که قرن 20 با ان شناخته می شود تلویزیون است ولی چون نمی تواند بحث جهانی را ارائه دهد می توانیم بگوییم قرن سینما است چون هم از وابستگی های زبانی جدا می شود و هم جهانی است و می تواند موانع سیاسی و اجتماعی را کنار بزند و سینما هنری است که طریقه ی مصرف ان عام می باشد.
زبان سینما این قابلیت را دارد که از تفاوت های فرهنگی عبور کند و در ورای ان بنشیند. اثار سینمایی و فیلمها هم چون مستندات فرهنگی عمل می کنند و بیانگر دوران خود هستند.
تاثیر پذیری های هنر از ساختارهای اقتصادی. سیاسی. و اجتماعی باعث می شود یک هنر در هر مکان و دوران متفاوت باشد.
در ایران قبل از انقلاب دهه 1340 که معجزاتی در سینمای ایران با فیلم های ایرانی مثل گوزن و گاو و .....اتفاق می افتد.
موج نو بعد از انقلاب در دهه 60 که مخملباف نقش پر رنگی در این زمینه داشته و پیام های او در ابتدا صرفا پیام های انقلابی و ایدئولوزیکی هستند.
مخملباف چگونه در فیلم هایش جامعه را باز نما کرده و در عین حال در فیلمها به نحوی در جامعه تاثیرگذار بوده است و این جامعه و فیلم در درون یک گفتمان شکل گرفته اند. کار ایشان پیدا کردن گفتمانی است که هم جامعه را شکل داده و هم اثر هنری درون ان را.
او به عنوان یک کارگردان ایرانی در ایران زندگی کرده و اثار او هر کدام نمایانگر یک دوره ای است .و به این دلیل شناخته شده است که به نوعی در روح زمانه مشارکت دارد (وجدان اگاه روح زمانه خود است) و نقش روشنگری و انتقادی بازی می کند. زبان و محتوای اثار تحت تاثیر جریانات جامعه عوض می شود ..
روش تحلیل گفتمان:
گفتمان ها جریان ها . ایدئولوزی هایی هستند که از جامعه تاثیر پذیرفته اند و شکل دهنده ی واقعیت اجتماعی نیز هستند.
بررسی تحلیل گفتمان که بعد از انقلاب به 5 گفتمان تقسیم میشود:
1_گفتمان انقلاب: برقراری عدالت و ازادی. مبارزه با استکبار جهانی. تاکید بر مساله ی اخلاق. ظاهر اسلامی. مشخصه های ان بوده اند و فضا شعاری بوده و جامعه شناسان بیشتر احساسی عمل می کنند. (سال 52 شروع و سال 57 تثبیت)
2_گفتمان جنگ: در عین حال که مشترکاتی با گفتمان انقلاب دارد تفاوت هایی نیز دارد .مفاهیمی چون ایثار و شهادت پر رنگ تر جلوه می کنند.(شهریور 59 شروع و تا سال 67 ادامه دارد)
3_گفتمان سازندگی: بعد از جنگ رویدادهای مهم سیاسی به وقوع می پیوندد. و خصوصیات خاص خود را دارد مهمترین ویزگی ان بازسازی مناطق جنگی و نوسازی است . عمران و سازندگی هدف سیاستمداران است.(فیلم عروسی خوبان که شروع دوره ی سوم فیلمهای مخملباف است نشان می دهد که بعد از ارزش ها عوض می شون(از سال 67 تا 72)
4_گفتمان اصلاحات: دوره ی قبل توجه بیش از اندازه به مساله ی اقتصادی است . رشد ناموزون بدون توجه به مسائل فرهنگی بوده است و بعد از اقای خاتمی تا سال 84 ادامه دارد . توسعه ی انسان محور مهم بوده است و نگاه به مردم نگاهی افقی است و خاتمی گفتگوی تمدن ها را بیان می کند و می خواهد مسیر جامعه را از بحران ها و تنش رها کند. و ایران تصویر مطلوب تری در عرصه ی بین المللی پیدا می کند .(اخلاق گرایی بیش از حد)
5_گفتمان اصول گرایی
فیلم های ساخته شده توسط مخملباف که تا الان به 18 فیلم رسیده است و هنوز به تعدادی از انها مجوز پخش داده نشده است را می توان به چند دوره تقسیم کرد:
1_دوره ی اول : توبه ی نصوح. دو چشم بی سو .و ........(نقد مذهبی و اخلاقی)
2_دوره ی دوم : دست فروش . عروسی خوبان . بایسیکل ران .(منتقد اجتماعی)
3_دوره ی سوم : نوبت عاشقی . شب های زاینده رود . (فقر و حاشیه نشینی و باز نما کردن فرهنگ که فردیت ها در ان نمایان است.)
4_ دوره ی چهارم : سلام سینما . ناصرالدین شاه اکتور سینما . هنر پیشه . نون و گلدون. سکوت (سینمای عاشقانه)
سفر قندهار. فریاد مورچه ها .
مخملباف در دوره های اخر از ارزش های خاص خود فاصله گرفته و انسان رئال تری می شود.
.
.طلب کنید به شما داده خواهد شد.جستجو کنید خواهید یافت. در را بزنید به رویتان باز خواهد شد.
روز یکشنبه 29/7/1386 بنجمین جلسه ی کلاس بود.استاد اولش ازمون درباره ی وبلاگامون سوال کردن و ما هم براشون همه رو توضیح دادیم .
این جلسه به جای اینکه کسی رو برای توضیح در مورد مطالعات فرهنگی بیارن چند جلد کتاب که مربوط به درسمون بود و اورده بودن و در مورد اونها برای ما توضیحاتی دادند.قسمتی از اون توضیحات:
جامعه شناسی از طریق هنر:
بینش جامعه شناختی از طریق هنر.فرهنگ.تضاد.
لوئیس کوزر:ما چه طور بینش جامعه شناختی را از ابزار و مفاهیم و به طور کلی سبک های هنری ارزیابی کنیم.او در کتابش از روی نمایش نامه ها.اشعار و رمان ها و اثار هنری مجموعه ای را انتخاب می کند و در هر اثرش یک مفهوم را که به طریق جامعه شناختی توصیف و تبیین شده است به ما ارائه می دهد.مثلا" مفاهیم: تضاد.طبقه.نظم اجتماعی.تحرک اجتماعی.فرهنگ .
که او معتقد است ما از طریق هنر نوعی تبیین اجتماعی را فراهم می کنیم و هنر فقط ایجاد لذت نیست بلکه نوعی نشان دادن عالم واقعیت است که از این طریق بینشی نسبت به هستی ارائه می کنیم.
او نمایش نامه ای از شکسپیر ارائه میکند که در ان شکسپیر میگوید دنیا مثل صحنه ی تاتر است که ما در ان نقش های کودکی. نوجوانی جوانی و مرگ را بازی می کنیم.
گافمن هم این نظر را نسبت به زندگی داشته او می گفت زندگی نمایش است با یک پشت صحنه و یک روی صحنه و ما حتما قبل از اینکه روی صحنه حاضر شویم باید شرایط پشت صحنه را فراهم کنیم و بدون پشت صحنه نمی شود روی صحنه را داشت.
هنر از طریق جامعه شناسی:
اکثر مفاهیمی که در علوم اجتماعی به کار می بریم هنری هستند مثل: تمثیل. کنایه و استعاره یعنی با ابزارهای هنری می شود وارد دنیای هنری شد و هنر از طریق جامعه شناسی یعنی روایت کردن این تمثیل ها. کنایه ها و ......گاهی پوشش علم مانع می شود که ما بفهمیم علم همان هنر است.
اجتماعیات در ادبیات و هنر:
این مقوله ای ایرانی ساز است و دکتر غلامحسین صدیقی پدر جامعه شناسی در ایران این پیشنهاد را داد و بنیان گذار این رشته است. او معتقد بود به اینکه منابع فرهنگی یک نوع بینش جامعه شناختی دارد و یک نوع بینش جامعه شناسی از طریق هنر منتقل می شود و درسی را به نام جامعه شناسی در ادبیات و هنر بنا نهاد.
جامعه شناسی ادبیات:
هنر و ادبیات به مثابه ی یک پدیده ی اجتماعی یا یک نهاد اجتماعی هستند و اثر هنری و ادبی یک محصول یا تولید اجتماعی هستند بنا برین جامعه شناسی ادبیات اثر ادبی را در بستر اجتماعی و زمینه ی فرهنگی اش قرار می دهد.
هنر در کل یک نهاد اجتماعی است پس تولید ثروت و قدرت می کند و از این رو با ثروت وقدرت نیز همراه است
هنرمند .مخاطب هنر و محیطی که اثر هنری در ان شکل میگیرد سه ضلع اصلی هنر هستند.
وقتی به دیگران خوبی می کنی در واقع بهترین خوبی را در حق خود کرده ای.
کسی که غزل حافظ را می خواند باید به این نکته توجه کند که او با شاعران دیگر متفاوت است .
می توان گفت که حافظ خارج از درون مایه ی یک زندگی می سراید یعنی به تعبیر زندگی می پردازد و نه گزارشی از یک زندگی .
حافظ از تمام عنصرهای فرهنگی _ اسلامی بهره گرفته است . هر کس که حافظ را می خواند فکر می کند که حافظ او را مخاطب خود قرار داده است .یک عارف ویا حتی یک فرد عامی وقتی اشعار و غزلیات حافظ را می خوانند خود را مخاطب اصلی حافظ می دانند .
حافظ بسیاری از غزل هایش را از قران گرفته و به بیان دیگر می توان گفت که ما اگر قران را نداشتیم حافظ را هم نداشتیم. اگر به قران دقت کنیم می بینیم که از همه ی شرایط اجتماعی_سیاسی_فرهنگی_دینی_زندگی درونی و بیرونی صحبت کرده است و حافظ نیز همین سبک را در اشعار خود پیاده کرده است .از همین رو می توانیم بگوییم که مضمون خیلی از غزل های او شبیه به ایه ها و سوره های کلام الله می باشد.و هم چنین استفاده از نماد ها و سمبل های فراوانی که همان سمبل ها را می توانیم در قران بیابیم.
اگر با روحیه ای شاد بخواهی به سراغ حافظ بروی و تفالی بر او بزنی شادیت بیشتر و بیشتر می شود و اگر غمگین باشی با بعضی از غزلیات او غبار غم و ناراحتی از دل می رود و شاید خیلی از اوقات تلنگری می زند و زنگ بیداری را برا ی غافلان به صدا در می اورد. و این است که حافظ در غزلیات خود چیزی را از قلم نمی اندازد و همین سبب شده است که گوته و نیچه خیلی به او توجه کنند.
در اشعار و غزلیات حافظ یک نوع اشنا زدایی می بینیم و او لحظه لحظه ی زندگی را به تصویر کشیده است .
او از معنای دقیق کلمات استفاده کرده است و نمی گذارد که مخاطب خود به چیزی عادت کند و یا چیزی تکراری بسراید.
به غزل بالا بر می گردیم :
مخاطب خود را با یک تقابل کلی رو برو می بیند و این تقابل در تمام غزلیات او دیده می شود .
در این غزل دو بعد کلی روبروی هم قرار دارند یکی از لحاظ عرفانی که از طریق دل صورت می گیرد و دیگری شناخت فلسفی که از ابزار علم و عقل است و حافظ گمشده ی انسان را در دل او می یابد.یک عارف هر انچه دارد از دلش بر می اید و همان چیزی است که حافظ به ان اشاره دارد ........(( دل ))
حافظ در این غزل تمام پیام خود را در بیت اول بیان کرده است . که دل خود طالب مطلوب است و جام جهان نما که همه ی اسرار کائنات را می توان در ان تماشا کرد و دید. دل خلیفه ی سر به مهر اسرار الهی . سرچشمه ی عشق و ایمان و جایگاه معشوق و معبود است و نقطه ی اتصال و وصال. دل عارف نیز جام جهان بین است و چشمه ی فیاض الطاف پروردگار و گوهری که در صدف کون و مکان جا نمی گیرد.و دل در راه طلب به عقل بیگانه نیازی ندارد.
هرکدام از بیت های حافظ برای خود حرفی دارد و یک رکن اساسی در
غزلیات اوست که نمی توان بک بیت را از بیت های ان حذف کرد اما در شعر شاعران دیگر می توانیم یک بیت را حذف کنیم و اتفاقی نخواهد افتاد
در بیت ششم این غزل بیان شده که یکی از دل باختگان عشق الهی که
همواره خدا با وی همراه بود و او خدا را به دیده ی دل نزدیک نمی یافت و از دوری می نالید و می گفت برای رضای خدا کعبه ی مقصود
را به من نشان دهید که این بیت تلمیحی بر ایه ی 4 سوره ی حدید می باشد (و خدا با شماست هر جا که شما باشید)
بیگانه که در اینجا با خود در تقابل است تفکر فلسفی است که بر عقل غلبه کرده است و همین بیگانه را در ابیات پایین به صورت سامری و شعبده باز و جادو گر می بینیم که در برابر معجزه ی موسی (ع) که ید بیضایش است قرار می گیرد....
در این غزل جهان بینی عرفانی اسلامی قابل رویت است .
محتوا و شکل بیرونی این غزل خیلی با هم برابر است و نمی توان انها را از هم جدا کرد
غزل های حافظ را اگر بخوا هیم از لحاظ سیاسی و اجتماعی در نظر بگیریم می بینیم که حافظ در دوران زندگی خود کاملا در نا بسا ما نی ها ی زمانه ی خود است و به هیچ عنوان نمی تواند خودش را با ان نابسامانیها وفق دهد و درد ها و انتقاد های زمانه را با حالتهای طنز و کنایه در غزلیاتش بیان می کند .
انجه که از زبان او بر می اید همان چیزی است که او در دلش است
بیت هشتم این غزل بر می گردد به داستان منصور حلاج که بر اثر فاش کردن حقایق سرش بالای دار رفت
انچه که در درون دل است ارزشمند است و کسی که ارزش انچه که در درون دل است را نداند ان را از بین می برد که همان بیگانه است .
پس حافظ از دور و بریها و بازیهای رندانه و مفسدان جامعه ی خود شکوه و شکایت می کند و انها را در غزلیات خود با زبان دلش. گوهر گر انتهای خود که زبانش و کلامش است می سراید.
غزلیات حافظ بر ان است که جامعه ی درونی خود را با هنر شعر به تصویر کشد . او می خواهد زهد و ریا و دورنگی ها و مسلمانان ظاهری را که در زمانه ی او هستند و حتی شاه ان دوره را و تمام پلیدی ها و فساد های اجتماعی زمانه اش را در قالب شعر بیان کند .
به بیان دیگر شاعر جهان اطراف خود را انطور که می خواهد می بیند و اندیشه های خود را در قالب نماد و سمبل می اورد.
حافظ در این غزل پا را فراتر نهاده و کارهای ضد اخلاق زمانه را عریان ساخته مثلا" داستان حلاج را که ندای انا الحق سر داده است را تعبیر کرده است و انحرافات اخلاقی _اجتماعی را می اورد
در این غزل حافظ تعهد زبانی دیده می شود و از زبان فارسی استفاده کرده است اما در جاهای دیگر لغات و کلمات عربی نیز دیده می شود
در غزلیات حافظ عامل مهم اجتماعی زهد و ریا و سالوس و نیرنگ است که حافظ با ان ها می جنگد و می و شبرنگ و پیر مغان و میکده را در مقابل انها می اورد و می گوید تا زمانی که اجتماع ما زیر نیرنگ و حیله و ریا وو زهد است به گسترش ظلم و سفله پروری می انجامد و او موافق اینست که جامعه از ریشه باید دگرگون شود و در حقیقت بدنبال نوعی از مدینه ی فاضله است . جامعه ای که حافظ ان را تعبیر می کند جامعه ی واقعی اوست ولی جامعه ی زندگی او ظاهری است
و گویی به قول حافظ باید که طرحی نو در اندازیم .......و براستی که حافظ روشنفکر جامعه ی خویش بوده است .....
این یک تحلیل مختصری بر این غزل بود البته در حد توانایی و اطلاعات من. هرچند کم و کاستی وجود دارد ولی امیدوارم مقدمه ای باشد برای اینکه بیشتر در گیر این مسائل شوم و بتوانم تحلیل ها و نقد های جامع تری ارائه دهم و با تشکر از استاد گرامی جناب اقای فاضلی که ما را بیشتر با عوالم هنر اشنا کرده و اگر متن من مورد توجه ایشان واقع شود بسیار خوشحال می شوم.
روز یکشنبه۲۲/۷/۸۶ چهارمین جلسه ی کلاس بود.من و مهتا یه کوچولو دیر رفتیم سر کلاس و کلاسمون به کلاس روبرویی منتقل شده بود.این جلسه هم از خانمی دعوت شده بود که درباره ی نشانه شناسی توضیحاتی برامون ارائه بدن.قسمتی از توضیحات ایشون:
رابطه ی دال و مدلول رابطه ای اعتباری است و ذاتی نیست و در روابط بین انسانها بوجود می اید و در همین اعتباری بودن است که قدرت و سلطه ورهبری بوجود می اید.اتفاقات هنری در روابط سیال دال و مدلول و دخالت های ما بوجود می ایند.
وظیفه ی مطالعات فرهنگی(نشانه شناسی)از طبیعی جلوه دادن روابط دال ومدلول جلوگیری می کند و مفهوم ایدئولوژی به ما کمک می کند این رابطه ها را کشف کنیم.
تحلیل جانشینی:عناصری که در یک متن وجود دارند چگونه چینش شده است ان چینش باعث معناداری می شود.
تحلیل هم نشینی:جابجایی کلمات که در بوجود اوردن معنای متن اثر می گذارد.
و همچنین فیلم "بدون دخترم هرگز"را برای ما به نمایش گذاشتند که توسطشان رمز گشایی شده بود.هدف این بوده که فهم بینندگان(رمز گشا) را با قصد کارگردان(رمز گذار)مقایسه کنند.
این فیلم برای ۴۰ مخاطب ایرانی به نمایش گذاشته شده بود و نتیجه ی ان در چند گفتمان خلاصه شده بود.گفتمان های مذهبی.سکولار.فمینیستی.سیاسی و به مسائلی مثل احساسات مخاطبان.شخصیت دکتر محمودی و بتی از دید پاسخگو.اجبار حجاب.خشونت علیه زنان توجه شده بود.
بیشترین درصد مربوط به گفتمان مذهبی مدرن و سکولار بوده و بیشتر انها موافق بودند که در ایران حجاب اجباری وجود دارد و از نظر انها کار درستی به حساب نمی امده است.
گفتمان مذهبی سنتی و انقلابی مخالف رویداد این فیلم بوده اند انها معتقد بوده اند که این فیلم توطئه چینی توسط دشمنان انقلاب بوده است.
ما به ندرت به انچه داریم فکر می کنیم بلکه همیشه به انچه نداریم می اندیشیم.
همه ی افراد کم و بیش با جنبه هایی از هنر یا ابداع اثر هنری ارتباط دارند و برداشت های متفاوتی دارنندو اگاهی افراد از علم جامعه شناسی مبتنی بر تجربیات انها از هنر است و همین باعث شده جامعه شناسی هنر به موضوعی هنری تقلیل داده شود.
جامعه شناسی هنر یکی از شاخه های جامعه شناسی است به این ترتیب که هنر را مطالعه می کند و در جستجوی تاثیرات اجتماعی بر ان است هر چند که در این حوزه تاثیرات هنر بر جامعه نادیده گرفته نمی شود.
هنر به عنوان مقوله ای از مقوله های معرفت قابلیت زیادی برای بررسی جامعه شناختی دارد.
هنر پدیده ی پیچیدهای است که دارای جنبه های مختلف وتاثیرهای متفاوت در جوامع گوناگون و حتی در یک جامعه ی خاص است.
در جامعه شناسی هنر اگر چه موضوع واحد است ولی با اتخاذ دید گاه های متفاوت برای بررسی این موضوع واحد شاخه های مختلفی ایجاد خواهد کرد
۱ـبررسی هنر به شیوه ی توصیفی ۲ـبه شیوه ی علی
در این نوشته هنر به عنوان حوزه ای در قلمرو معرفت است.سه رویکرد اصلی در حوزه ی جامعه شناختی معرفت:رویکرد فلسفی.جامعه شناختی.فلسفی ـجامعه شناختی
نقد این غزل حافظ:
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گم شدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بر دم دوش کو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست واندران اینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین بتو کی داد حکیم؟ گفت:انروز که این گنبد مینا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمیدیدش و از دور خدا را می کرد
این همه شعبده ی خویش که میکرد اینجا سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد
گفت:ان یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند انچه مسیحا می کرد
گفتمش:سلسله ی زلف بتان از پی چیست؟ گفت :حافظ گله ی از دل شیدا میکرد
غزل حافظ موضوع واحدی ندارد که هر کس ان موضوع را دنبال کند.افراد می توانند از دیدگاههای مختلف ان را بررسی کنند و نظر خاص خودشان را به ان بدهند و با نگاه خاص خودشان ان را ارزیابی کنندو دیگر اینکه در شعر حافظ ابهاماتی وجود دارد و همین امر باعث زیبایی غزلیات وی شده است و من به دلیل علاقه ای که به این سبک شعری دارم می توانم با مراجعه به چند کتاب نقد شعر و اشنایی با شیوه ی نقد به نقد ان بپردازم.
جلسه ی سوم کلاس ۱۵/۷/۸۶ .ابتدا وبلاگ ها و چند پیشنهاد به استاد شروع شد. و استاد گفتند تغییراتی در شیوه ی تدریسشون انجام می دهند که شاید برای کلاس مفید باشد.
این جلسه از اقایی دعوت شده بود که دارای اطلاعاتی در مورد مطالعات فرهنگی بودند و توضیحات جالبی در اختیار ما قرار دادند.که من مختصری از ان را می نویسم.
در انگلیس بعد از جنگ جهانی دوم افرادی که در طبقه ی کارگر بودند دچار تحول شدند و یک شکاف فرهنگی در جامعه بوجود امد . طبقه ی کارگر از حاشیه به متن امدند چون از مساله ی معیشت فارغ شدند و به مسائل مهمتر مثل هویت و خرده فرهنگ ها پرداختند.
هژمونی=تقلایی برای راضی شدن.
۱ـخرده فرهنگ ها
الف:مدها ب:راکرها ج:اسکن هدها د:پانک ها ه:فرهنگ دیوانگان
۲ـسریال های تلویزیونی
مثل سریال soup opera در امریکا در این سریال ها ارزش های سرمایه داری به افراد پیشنهاد میشد و پیام ها یی که از این فیلم گرفته می شد بین گروههای مختلف مورد بررسی قرار می گرفت که دانشجویان و مدیران موافق و زنان فقیر مخالف ان بودنند.
۳ـافریقایی بودن
به معنای تفاوط اشاره شد=ان چیزی که دیگران نیستند و ما می خواهیم بشویم.
دستی که گل سرخ به تو می دهد همیشه قدری از بوی گل را به خود می گیرد
مو ضوعی که من برای تحقیقم انتخاب کردم مطالعه ی مخاطبان هنر می باشد.
و مواردی که مد نظرم قرار می گیرد :استقبال جوانان از هنر.اختلاف خوانندگا ن.درجات مختلف تجانس و ارتباط نسبی انها میباشند.
این موضوع را انتخاب کردم چون مسا له ی هنر یکی دوست داشتنی ترین مسا ئل بین افراد بوده و این نکته که چه قشرهایی بیشتر سراغ ان میروند و اینکه چرا جوانان اینقدر خود را مشتاق به هنر نشان میدهند است ایا این اشتیاق به خاطر علاقه ای است که افراد ذاتا" به زیبایی دارنند و به طبع هنر را دوست دارنند و یا اینکه این اشتیاق به خاطر شرایط جامعه ای است که در ان زندگی می کنند.
در این تحقیق از منابعی مثل کتاب.اینترنت و شنیده های خودم از جوانان استفاده می کنم.
روز یکشنبه ۸/مهر/۱۳۸۶ دومین جلسه ی کلاسمون بود و کلاس با فال حافظی که استاد گرفت و یکی از بچه های کلاس اونو خوند به طور رسمی اغاز شد و استاد اول از بچه هایی که وبلاگ هاشونو درست نکرده بودن علتشو پرسید و از هر کدوم از بچه هایی که جلسه ی گذشته غیبت داشتن یه نمره کم کرد و وااقعا یک نمره برای یه جلسه؟؟!!از نظر استاد یک نمره برای یه جلسه خیلی زیاد نمی اومد.بعد هم استاد توضیحاتی در مورد تحقیق و نقد هامون بهمون داد که انگار اینطوری ها که بوش میاد کار نفس گیر و پر زحمتی باشه.استاد برامون موضوعاتی که می تونستیم سوژمون رو از بینشون انتخاب کنیم نام برد و ما باید از بین ۸ موضوع یکی رو انتخاب می کردیم و به ویژه به تحقیقی هم که باید داشته باشیم اشاره کردن. تحقیقی که باید ارائه بدیم باید بین ۱۰ تا ۱۲ صفحه تایپ بشه و در چارچوب مقاله باشه.با ویژگی های زیر: در زمینه ی هنر باشه.با تجربه ی زیستی و علایق دانشجو هماهنگ باشه.تحقیق و تحقق پذیرباشه.رهیافت و بینش جامعه بینانه داشته باشه. و سوژه هایی هم که می تونیم انتخاب کنیم : نهادها و سازمان های هنری.رسانه های ترویج و انتقال هنر.مخاطبان هنر.محیط های هنری.گفتمان های هنری.مولدان هنر.محصولات هنری.روند های تحولات هنری. که ما باید زودتر موضوع تحقیق رو مشخص کنیم و من از وقتی که از کلاس خارج شدم ذهنم درگیر انتخاب موضوع تحقیق و انتخاب موضوع نقد و همین طور سوژه ی عکس ها شد . تا ببینیم می تونیم از پسش بر بیایم.
خوشبخت انسان است و تنها او خوشبخت است که می تواند امروز را به طور کامل تصاحب کند و با ارامش خاطر بگوید فردا هر قدر هم که وحشتناک باشد امروز را من زندگی کرده ام.
خداوندا به من صبر عطا کن تا انچه را که غیر قابل تغییر است بپذیرم شهامت عطا کن تا انچه را که قابل تغییر است تغییر دهم و بینش و دانایی عطا فرما تا این دو را از هم تشخیص دهم
روز یکشنبه ۱/مهر/۱۳۸۶ اولین کلاس جامعه شناسی در ادبیات ما بود.کلاسی که فقط اسمش رو تو برگه ی انتخاب واحد دیده بودیم و از استادش هم شناختی نداشتیم فقط شنیده بودیم استاد بدی نیست.خلاصه با هزار امید رفتیم سر کلاسشو منم کلی رو نمره ی این درس حساب باز کرده بودم ولی همش به باد رفت البته استاد گرامی ساعت اول کلاس خودشو زیاد نشون نداد.اول که به اشنایی ما از درسو اینکه چقدر از این درس شناخت داریم گذشت.و جالب اینکه بیشتر بچه ها سر کلاس نه شناخت درست حسابی ای از درس داشتن و نه از استاد.(فقط یه چیزی شنیده بودن)دیگه استاد از علایق بچه ها پرسید و اینکه هر کسی چه علاقه ای به هنر داره و چه دستی تو هنر داره.هر کس یه چیزی می گفت.تازه اینکه بعضی ها هرچی استاد می گفت دستاشون بالا می رفت.خدارو شکر هنرمند تو کلاسمون زیاد داریم.از نقاشو خطاط و شاعر گرفته تا کسانی که انواع کتاب های مختلف و خونده بودن.من و دوستمم کلی خندیدیم چون هرچی فکر می کردیم میدیدیم تو هیچ زمینه ای هیچ هنری نداشتیم(البته ما شکسته نفسی هم میکردیم)استاد متوجه ی خندیدن های ما شدو ازمون در مورد هنرمون پرسید.ما هم در کمال صداقت علت خنده هامونو گفتیم و البته چند تا از کتابایی که خونده بودیم هم گفتیم.به هر حال به همین منوال گذشت تا اینکه اتفاقی که نباید می افتاد افتاد.
چهره ی اصلی استاد مشخص شد .ایشون شروع کردن به گفتن کار هایی که یک عده دانشجوی مظلوم بی زبون باید انجام بدن.البته خود جناب استاد هم فرمودن که می خوام اذیتتون کنم.دیگه واقعیتش لبخند بر لبان ما خشکید و فهمیدیم که رو نمره ی این درسم نباید زیاد حساب باز کنیم.ولی فکر کنم اخر ترم با وجود این چنین استادی از هر انگشتمون یه هنر میریزه و به قولی همه فن حریف می شویم و صد البته بهترین چیز ها دشوار ترین انهاست.ولی در حال جلسه ی اول ته یه حال گیری حسابی بود.خدا به دادمون برسه.
انچه در توانم است را انجام می دهم و بقیه ی امور را به خدا واگذار میکنم
و البته من به این نکته هم باید خیلی توجه کنم که
اگر تقدیر یک لیموی ترش نصیبمان کرد از ان شربت لیمو درست کنیم.