تبليغاتX
دفتر یک دانشجو
جامعه شناسی
ایا لذت بردن از خورشید

              زندگی در روشنایی بهار

                                     دوست داشتن

                                                    اندیشیدن

                                                         و    

                                                        عمل کردن

                                                                کارهای کوچکی هستند؟

« ماتیو ارنولد»

                                IS IT SO SMALL A THING

                              TO HAVE ENJOY D THE SUN

                               TO HAVE LIVED LIGHT IN THE SPRING

          ?TO HAVE LOVED , TO HAVE THOUGHT, TO HAVE DONE

MATTHEW ARNOLD 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:47  توسط مریم  | 

.همه ی ما در رویای یک باغ گل سرخ جادویی در ماورای افقهای دور دست هستیم به جای انکه از مشاهده ی گل سرخهایی که امروز در مقابل پنجره مان شکفته اند خوشحال شویم.

 

روز یکشنبه ۲/۱۰/۸۶ چهاردهمین جلسه کلاس بود که قرار بود در مورد مسائلی که از اول ترم در موردشون صحبت نکردیم توضیحاتی داده بشه  و به این نتیجه رسیدیم که تا الان در مورد موسیقی مطلب خاصی گفته نشده  و استاد برای توضیح کتاب جامعه شناسی مصرف و موسیقی (محمد فاضلی) رو اورده بودن و صحبت هایی در مورد موسیقی کردند که خلاصه ای از اون رو منویسم:

موسیقی مهم ترین مقوله ی هنری در دنیای امروز است چون

1_همه ی ما در معرض موسیقی هستیم و بالا ترین و همگانی ترین هنر جهان امروز موسیقی است .

2_موسیقی دارای کارکرد های گسترده ای است به طوری که تمام تجربیات زندگی ما متاثر از موسیقی است و نفوذی همه جانبه در تجربیات روزمره ی ما دارد .

3_موسیقی نه تنها بیان تجربه ی ما از زندگی است بلکه شکل دهنده ی هویت است .

_ موسیقی پاپ چیزی است که هویت و خرده فرهنگ جوانی به کمک ان شکل می گیرد . جوانان بوسیله ی ان هویت جوانی خود را شکل می دهند و خود را از نسل های پیشین متمایز می کنند . زنان در دنیای امروز به کمک موسیقی پاپ هویت زنانگی خود را شکل می دهند و یا گروه های مهاجر که هویت خود را در دل هویت های بزرگتر شکل می دهند _

بنابرین موسیقی دنیای امروز هم رسانه است و هم فرایندی است که ما به کمک ان هویت خود را بوجود می اوریم و هویت خود را از دیگران متمایز می کنیم.

ابعاد گسترده موسیقی:

اقتصاد موسیقی – سیاست موسیقی – فرهنگ موسیقی

کمپا نی های موزیک که به صورت گسترده شکل گرفته اند و موزیک برایشان بیزینس است و دست اندر کار خدمات موسیقی هستند کمتر از کمپانی های بزرگ دنیا ثروت ندارنند. بازار و سرمایه داری فرهنگی سرمایه داری مبتنی بر کالای نرم است و اقتصاد صدا که یک رکن از اقتصاد جهان را تشکیل می دهد و به صورت عادلانه در کشور ها نیست و نابرابری هایی وجود دارد . شرکت های بزرگ می توانند بازارهای جهانی برای خود ایجاد کنند و قطب های جهانی برای خود بوجود اورند و فرایند استعمار و استثمار بوجود می اورند  و به همین ترتیب می توانند سیاست مو سیقی را بوجود اورند .استفاده از موسیقی ابزاری برای مبارزه ی سیاسی اشکار و پنهان است به عنوان مثال موسیقی کردی که به به عنوان قوم فاقد سرزمین تلاش می کنند از طریق هویت خود مشروعیت و استقلال خود را بدست اورند و موسیقی کردی ابزاری است برای کمک به این کار.

 

ولی امروزه الگوی عمل سیاسی عوض شده  است و اشکال جدیدی پیدا کرده است که کارنوالی _جنبش اجتماعی _ سیاست فرهنگ اشکال ان هستند

سپس اقای بصیری کارشناس ارشد فلسفه ی هنر که در زمینه ی موسیقی فعالیت داشتند در مورد موسیقی ملی و ولین چهره های ان موسیقی کلاسیک و پاپ که قابل توجه بودند.

 

اتش دشمنی را انقدر شعله ور نکنید که خودتان را بسوزاند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:20  توسط مریم  | 

دو زندانی پشت میله های زندان به دور دست ها نگاه می کردند یکی از انها فقط کثافت میدید و دیگری ستاره ها را.

 

روز یکشنبه ۲۵/۹/۸۶ سیزدهمین جلسه کلاس بود که چون ما تا ساعت 1 کلاس داشتیم و ناهار هم نخورده بودیم  گفتیم قبل از شروع این یکی کلاس بریم یه چیزی بخوریم چون ممکن بود از گرسنگی سر کلاس غش کنیم  و اون روز دانشگاه بی تفاوت با مدرسه نبود و ما از صبح سر کلاس بودیم  دیگه تند تند رفتیم یه ساندویچ خریدیم و من تا نصفه خوردم و زود رفتم سر کلاس. بچه ها قرار بود کتاب خشم و هیاهو رو بخونن و این جلسه سه نفر مسئول نقد اون شده بودن و اول شروع کردن به گفتن موضوع داستان  و معرفی شخصیت های داستان و همه ی شخصیت های مطرح داستان رو نوشتن و برامون توضیح دادن و به حدی خوب توضیح دادن که ما اصلا باورمون نمی شد کتابو نخوندیم و حسابی از قضایای کتابه سر دراوردیم دیگه به فصل اخرش که رسیدن استاد هی می گفتن وقت نداریم و اونها هم اصلا دلشون نمی اومد ازش بزنن  خوب چون زحمت کشیده بودن و نمی خواستن نیمه تموم بمونه ولی در هر حال با همه ی عجله ی استاد داستانو تموم کردن و بعه هم شروع کردن به نقد داستان و مسائل داستان رو باز کردن و از ابعاد مختلف بررسیش کردن.

این جلسه واقعا برای کسی که به نقد علاقه منده جالب بود چون هم با روشش اشنا میشد وهم میتونست به مسائلی که  باید تو تحلیل یک داستان بهش توجه کنه بپردازه واینکه چه جوری یه داستانو برای خواننده ملموس کنیم و شخصیت پردازی خوبی داشه باشیم .

 

هیچ کس به جز خودت نمی تواند ارامش و خوشبختی به تو بدهد.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:14  توسط مریم  | 

تا زمانی که می توانیم لذت ببریم باید از زندگی و نعمت هایی که خدا به ما داده است لذت ببریم . من هر روز از زندگیم را به گونه ای زندگی می کنم که گویی اولین و اخرین روز زندگیم است.

 

روز یکشنبه ۱۸/۹/۸۶   دوازدهمین جلسه ی کلاس بود که با تعداد کمی از بچه ها شروع شد و بعد کم کم بچه ها اومدند . این جلسه قرار بودکه در مورد کتاب جامعه شناسی و ادبیات دکتر علی اکبر ترابی بحث کنیم که سه تا از بچه ها این کارو قبول کرده بودن و فقط یکی از اونها امادگی داشت و برامون توضیح دادن که این کارو خیلی هم خوب انجام دادن  و ادامه ی بحث رو خود استاد دنبال کردن و در مورد شعر نو و نیما توضیحاتی دادند که خلاصه ای از اون رو در پایین مینویسم.

چرا نیما پدر شعر نو شد؟

استدلال استاد :چیزی که باعث این شد نبوغ نیما نبود و حتی تلاش ها و سعی نیما نیز نبود بلکه فضای اجتماعی که بعد از نیما بوجود امد به نیما این اجازه را داد که او بنیان گذار یک سبک فارسی شناخته شود و و ان فضا هم تحت عنوان مدرن شدن بود و شعر فرایند های مدرن شدن این زمینه ی اجتماعی را برای نیما فراهم کرد. اگر تحولات بعد از نیما رخ نمی داد و نیما همین شعر ها را گفته بود ممکن بود او مقام را نداشت

ان چیزی که شعر نو را مشروعیت داد زمینه ی اجتماعی بود

دقیقا مانند ان چیزی که کنت را به جای ابن خلدون پدر جامعه شناسی کرد چون تولد کنت بهنگام بود ولی ابن خلدون تولدی نا بهنگام داشت و در زمان او جامعه هم چنان به نگاه متافیزیکی وابسته بود و میل به تسلط اجتماعی و اجتماع علمی  در زمان او وجود نداشت و هیچ کس در جهان اسلام راه او را دنبال نکرد

به تعبیری دیگر در زمانی که نیما شروع به شعر گفتن کرد اولین واکنش ها به شعر او توسط یکی از چهره های بزرگ اوایل قرن حاضر<علی اذرخشی> انجام شد که شعر های نیما را شروع انحطاط شعر فارسی بیان می کند.

قبل از نیما نزاع نو و کهنه در دوران مشروطیت بوجود امد و قبل از نیما افرادی مثل شمس نیز شعر نو سروده بودند . شعر های نسیم شمال فضای کلاسیک را باز کرد و تمرین های جدیدی برای اوزان متفاوت بود و تنوع وسیعی را اغاز کرد . اینها مفاهیم و تصاویر جدیدی را وارد شعر کردند ولی به عنوان بنیان گذار شعر نو شناخته نشدند.

تحولات اجتماعی و فضای گفتمان ادب فارسی در دوره های بعد از نیما به گونه ای رقم خورد که شعر نورا مشروعیت اجتماعی بخشید و همین باعث بنیان گذاری او شد.

بهنگام بودن در اجتماع باعث میشود که حرف نو بتواند جای خود را در اجتماع پیدا کند.

 

زندگی کوتاهتر از ان است که خود را در گیر مسائل جزئی کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:11  توسط مریم  | 

ذهن در درون خود ارمیده است و در همین درون قادر است بهشت را به جهنم و جهنم را به بهشت تبدیل کند.

 

روز یکشنبه 11/9/86 یازدهمین جلسه ی کلاس بود که با نمایش عکس های بچه ها شروع شد چهار تا از بچه ها عکساشون اماده بود و اونها رو نگاه کردیم و خودشون هم درباره ی عکسهاشون توضیحاتی دادن  موضوعاتی که انتخاب کرده بودن :

1_نوشته های روی نیمکت ها و دیوارها   2_تصاویری از کربلا  3_نشان دادن تبعیض ها در شهر به صورت فیلم کوتاه  4_فیلمی که تدوینش توسط یکی از بچه ها انجام شده بود

این جلسه با نمایش این عکس ها تموم شد چون دیگه وقتی برای کار دیکه ای نمونده بود و بعد تصمیم گرفته شد که کتاب خشم و هیایو برای دو هفته بعد خونده بشه و اونو نقد کنیم.

 

کسی که واقعا مومن است هیچوقت دچار بیماری عصبی و روانی نمی شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:6  توسط مریم  |