تبليغاتX
دفتر یک دانشجو
جامعه شناسی
دیگر به دیروز فکر نکنید....اگر قرار باشد نگرانی برای فردا و غصه برای دیروز را امروز تحمل کنیم حتی قویترین ما نیز تاب تحمل ندارد......

سلام... الان یه ترمی میشه که من درس جامعه شناسی در ادبیاتو تموم کردم و شاید گفتنشن الان بعد از گذشت ۱ترم جالب نباشه  ولی دوست داشتم بگم که استاد گرامی این درس به من نمره ی ۵/۱۴ داد..قصدم شکایت از کسی نیست و درسته که اول ترم امید زیادی نداشتم ولی تمام تلاشمو کردم و تمام کارهایی استاد خواسته بودو از جمله(عکس.نقد.تحقیق)رو در حد خودم ارائه دادم.البته امتحانشم بدک ندادم ولی مثل اینکه ایشون تشخیص دادن نمره ی من باید این باشه و البته نمره ی چندان بدی هم نبود ولی برای کسی که  تو یه درس تلاش کافی رو بکنه کم بود ومن اینجا باید جمله ای که تو اولین گزارش کلاسیم نوشتمو دوباره تکرار کنم................

اگر تقدیر یک لیموی ترش نصیبمان کرد از ان شربت لیمو درست کنیم.

خوشبختانه این درسو هم پاس کردیم و تموم شد....خسته نباشم................ 

دیروز را دوام اورده ام...امروز را نیز دوام خواهم اورد ...من این اجازه را به خود نمی دهم که فکر کنم فردا چه خواهد شد...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:46  توسط مریم  | 

ایا لذت بردن از خورشید

              زندگی در روشنایی بهار

                                     دوست داشتن

                                                    اندیشیدن

                                                         و    

                                                        عمل کردن

                                                                کارهای کوچکی هستند؟

« ماتیو ارنولد»

                                IS IT SO SMALL A THING

                              TO HAVE ENJOY D THE SUN

                               TO HAVE LIVED LIGHT IN THE SPRING

          ?TO HAVE LOVED , TO HAVE THOUGHT, TO HAVE DONE

MATTHEW ARNOLD 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:47  توسط مریم  | 

.همه ی ما در رویای یک باغ گل سرخ جادویی در ماورای افقهای دور دست هستیم به جای انکه از مشاهده ی گل سرخهایی که امروز در مقابل پنجره مان شکفته اند خوشحال شویم.

 

روز یکشنبه ۲/۱۰/۸۶ چهاردهمین جلسه کلاس بود که قرار بود در مورد مسائلی که از اول ترم در موردشون صحبت نکردیم توضیحاتی داده بشه  و به این نتیجه رسیدیم که تا الان در مورد موسیقی مطلب خاصی گفته نشده  و استاد برای توضیح کتاب جامعه شناسی مصرف و موسیقی (محمد فاضلی) رو اورده بودن و صحبت هایی در مورد موسیقی کردند که خلاصه ای از اون رو منویسم:

موسیقی مهم ترین مقوله ی هنری در دنیای امروز است چون

1_همه ی ما در معرض موسیقی هستیم و بالا ترین و همگانی ترین هنر جهان امروز موسیقی است .

2_موسیقی دارای کارکرد های گسترده ای است به طوری که تمام تجربیات زندگی ما متاثر از موسیقی است و نفوذی همه جانبه در تجربیات روزمره ی ما دارد .

3_موسیقی نه تنها بیان تجربه ی ما از زندگی است بلکه شکل دهنده ی هویت است .

_ موسیقی پاپ چیزی است که هویت و خرده فرهنگ جوانی به کمک ان شکل می گیرد . جوانان بوسیله ی ان هویت جوانی خود را شکل می دهند و خود را از نسل های پیشین متمایز می کنند . زنان در دنیای امروز به کمک موسیقی پاپ هویت زنانگی خود را شکل می دهند و یا گروه های مهاجر که هویت خود را در دل هویت های بزرگتر شکل می دهند _

بنابرین موسیقی دنیای امروز هم رسانه است و هم فرایندی است که ما به کمک ان هویت خود را بوجود می اوریم و هویت خود را از دیگران متمایز می کنیم.

ابعاد گسترده موسیقی:

اقتصاد موسیقی – سیاست موسیقی – فرهنگ موسیقی

کمپا نی های موزیک که به صورت گسترده شکل گرفته اند و موزیک برایشان بیزینس است و دست اندر کار خدمات موسیقی هستند کمتر از کمپانی های بزرگ دنیا ثروت ندارنند. بازار و سرمایه داری فرهنگی سرمایه داری مبتنی بر کالای نرم است و اقتصاد صدا که یک رکن از اقتصاد جهان را تشکیل می دهد و به صورت عادلانه در کشور ها نیست و نابرابری هایی وجود دارد . شرکت های بزرگ می توانند بازارهای جهانی برای خود ایجاد کنند و قطب های جهانی برای خود بوجود اورند و فرایند استعمار و استثمار بوجود می اورند  و به همین ترتیب می توانند سیاست مو سیقی را بوجود اورند .استفاده از موسیقی ابزاری برای مبارزه ی سیاسی اشکار و پنهان است به عنوان مثال موسیقی کردی که به به عنوان قوم فاقد سرزمین تلاش می کنند از طریق هویت خود مشروعیت و استقلال خود را بدست اورند و موسیقی کردی ابزاری است برای کمک به این کار.

 

ولی امروزه الگوی عمل سیاسی عوض شده  است و اشکال جدیدی پیدا کرده است که کارنوالی _جنبش اجتماعی _ سیاست فرهنگ اشکال ان هستند

سپس اقای بصیری کارشناس ارشد فلسفه ی هنر که در زمینه ی موسیقی فعالیت داشتند در مورد موسیقی ملی و ولین چهره های ان موسیقی کلاسیک و پاپ که قابل توجه بودند.

 

اتش دشمنی را انقدر شعله ور نکنید که خودتان را بسوزاند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:20  توسط مریم  | 

دو زندانی پشت میله های زندان به دور دست ها نگاه می کردند یکی از انها فقط کثافت میدید و دیگری ستاره ها را.

 

روز یکشنبه ۲۵/۹/۸۶ سیزدهمین جلسه کلاس بود که چون ما تا ساعت 1 کلاس داشتیم و ناهار هم نخورده بودیم  گفتیم قبل از شروع این یکی کلاس بریم یه چیزی بخوریم چون ممکن بود از گرسنگی سر کلاس غش کنیم  و اون روز دانشگاه بی تفاوت با مدرسه نبود و ما از صبح سر کلاس بودیم  دیگه تند تند رفتیم یه ساندویچ خریدیم و من تا نصفه خوردم و زود رفتم سر کلاس. بچه ها قرار بود کتاب خشم و هیاهو رو بخونن و این جلسه سه نفر مسئول نقد اون شده بودن و اول شروع کردن به گفتن موضوع داستان  و معرفی شخصیت های داستان و همه ی شخصیت های مطرح داستان رو نوشتن و برامون توضیح دادن و به حدی خوب توضیح دادن که ما اصلا باورمون نمی شد کتابو نخوندیم و حسابی از قضایای کتابه سر دراوردیم دیگه به فصل اخرش که رسیدن استاد هی می گفتن وقت نداریم و اونها هم اصلا دلشون نمی اومد ازش بزنن  خوب چون زحمت کشیده بودن و نمی خواستن نیمه تموم بمونه ولی در هر حال با همه ی عجله ی استاد داستانو تموم کردن و بعه هم شروع کردن به نقد داستان و مسائل داستان رو باز کردن و از ابعاد مختلف بررسیش کردن.

این جلسه واقعا برای کسی که به نقد علاقه منده جالب بود چون هم با روشش اشنا میشد وهم میتونست به مسائلی که  باید تو تحلیل یک داستان بهش توجه کنه بپردازه واینکه چه جوری یه داستانو برای خواننده ملموس کنیم و شخصیت پردازی خوبی داشه باشیم .

 

هیچ کس به جز خودت نمی تواند ارامش و خوشبختی به تو بدهد.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:14  توسط مریم  | 

تا زمانی که می توانیم لذت ببریم باید از زندگی و نعمت هایی که خدا به ما داده است لذت ببریم . من هر روز از زندگیم را به گونه ای زندگی می کنم که گویی اولین و اخرین روز زندگیم است.

 

روز یکشنبه ۱۸/۹/۸۶   دوازدهمین جلسه ی کلاس بود که با تعداد کمی از بچه ها شروع شد و بعد کم کم بچه ها اومدند . این جلسه قرار بودکه در مورد کتاب جامعه شناسی و ادبیات دکتر علی اکبر ترابی بحث کنیم که سه تا از بچه ها این کارو قبول کرده بودن و فقط یکی از اونها امادگی داشت و برامون توضیح دادن که این کارو خیلی هم خوب انجام دادن  و ادامه ی بحث رو خود استاد دنبال کردن و در مورد شعر نو و نیما توضیحاتی دادند که خلاصه ای از اون رو در پایین مینویسم.

چرا نیما پدر شعر نو شد؟

استدلال استاد :چیزی که باعث این شد نبوغ نیما نبود و حتی تلاش ها و سعی نیما نیز نبود بلکه فضای اجتماعی که بعد از نیما بوجود امد به نیما این اجازه را داد که او بنیان گذار یک سبک فارسی شناخته شود و و ان فضا هم تحت عنوان مدرن شدن بود و شعر فرایند های مدرن شدن این زمینه ی اجتماعی را برای نیما فراهم کرد. اگر تحولات بعد از نیما رخ نمی داد و نیما همین شعر ها را گفته بود ممکن بود او مقام را نداشت

ان چیزی که شعر نو را مشروعیت داد زمینه ی اجتماعی بود

دقیقا مانند ان چیزی که کنت را به جای ابن خلدون پدر جامعه شناسی کرد چون تولد کنت بهنگام بود ولی ابن خلدون تولدی نا بهنگام داشت و در زمان او جامعه هم چنان به نگاه متافیزیکی وابسته بود و میل به تسلط اجتماعی و اجتماع علمی  در زمان او وجود نداشت و هیچ کس در جهان اسلام راه او را دنبال نکرد

به تعبیری دیگر در زمانی که نیما شروع به شعر گفتن کرد اولین واکنش ها به شعر او توسط یکی از چهره های بزرگ اوایل قرن حاضر<علی اذرخشی> انجام شد که شعر های نیما را شروع انحطاط شعر فارسی بیان می کند.

قبل از نیما نزاع نو و کهنه در دوران مشروطیت بوجود امد و قبل از نیما افرادی مثل شمس نیز شعر نو سروده بودند . شعر های نسیم شمال فضای کلاسیک را باز کرد و تمرین های جدیدی برای اوزان متفاوت بود و تنوع وسیعی را اغاز کرد . اینها مفاهیم و تصاویر جدیدی را وارد شعر کردند ولی به عنوان بنیان گذار شعر نو شناخته نشدند.

تحولات اجتماعی و فضای گفتمان ادب فارسی در دوره های بعد از نیما به گونه ای رقم خورد که شعر نورا مشروعیت اجتماعی بخشید و همین باعث بنیان گذاری او شد.

بهنگام بودن در اجتماع باعث میشود که حرف نو بتواند جای خود را در اجتماع پیدا کند.

 

زندگی کوتاهتر از ان است که خود را در گیر مسائل جزئی کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:11  توسط مریم  | 

ذهن در درون خود ارمیده است و در همین درون قادر است بهشت را به جهنم و جهنم را به بهشت تبدیل کند.

 

روز یکشنبه 11/9/86 یازدهمین جلسه ی کلاس بود که با نمایش عکس های بچه ها شروع شد چهار تا از بچه ها عکساشون اماده بود و اونها رو نگاه کردیم و خودشون هم درباره ی عکسهاشون توضیحاتی دادن  موضوعاتی که انتخاب کرده بودن :

1_نوشته های روی نیمکت ها و دیوارها   2_تصاویری از کربلا  3_نشان دادن تبعیض ها در شهر به صورت فیلم کوتاه  4_فیلمی که تدوینش توسط یکی از بچه ها انجام شده بود

این جلسه با نمایش این عکس ها تموم شد چون دیگه وقتی برای کار دیکه ای نمونده بود و بعد تصمیم گرفته شد که کتاب خشم و هیایو برای دو هفته بعد خونده بشه و اونو نقد کنیم.

 

کسی که واقعا مومن است هیچوقت دچار بیماری عصبی و روانی نمی شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:6  توسط مریم  | 

سعی می کنم به مساله ام با دیدی درست بنگرم . به خود می گویم دو ماه دیگر بد شانسی ات را فراموش کرده ای و دیگر در مورد ان ناراحت نیستی در این صورت چرا همین امروز مثل دو ماه دیگر این کار را نمی کنی.

 

روز یکشنبه 4/9/1386 دهمین جلسه ی کلاس  بود ولی در کلاس تشکیل نشد قرار بود بچه ها ساعت 1 جلوی در دانشکده حاضر باشن تا به فرهنگسرای هنر که کنار پارک ساعی  بود بریم  تعدادمون موقع رفتن اندازه ی نصف اتوبوس بود خیلی کم بودیم و البته می تونم بگم که بیشتر تهران گردی کردیم چون اول ادرسو یادشون رفته بود بعد هم خیابون ولیعصر رو بالا و پایین میرفتیم در جستجوی فرهنگسرا و خلاصه بعد از تقلای زیاد و پرس و جو بالاخره یافتیمش و فهمیدیم از جلوش هم رد شدیم ولی ندیدیمش . پیاده شدیم و رفتیم داخل اسم هامونونوشتیم و وارد شدیم ما که رسیدیم خانمی در حال صحبت بودن و بعد هم اقای فرهادی از استاد فاضلی دعوت کردن برای سخنرانی و تا اقای فاضلی مشغول صحبت شدن فهمیدن که وقت زیادی ندارن و زود باید تموم کنن و البته بحثشون درباره ی هنر نصفه موند و به قولی نیومده رفتیم  و سوار اتوبوس برگشتیم به دانشکده ی خودمون .سفر علمی _تفریحی خوبی بود که جنبه ی گشت و گذارش بیشتر بود.

 

بهتر است یک قاشق علف را با عشق بخوریم تا یک گاو پروار شده را با نفرت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:41  توسط مریم  | 

انسان های عاقل هیچگاه در گوشه ای نمی نشینند و برای چیزهای از دست رفته غصه نمی خورند بلکه با جدیت تلاش می کنند تا ضرر را جبران نمایند 

 

روز یکشنبه27/8/1386 نهمین جلسه ی کلاس بود که قرار بود بچه ها فیلم ترومن شو رو ببینن و بریم سر کلاس و نقدش کنیم که این کار هم طبق برنامه ی کلاس انجام شد. و قرار شد دفعه ی بعد کتاب نقد کنیم . دیگه همه ی بچه های کلاسمون کم کم دارن واسه خودشون یه پا نقاد و صد البته هنرمند میشن و به قول بچه ها بیشترین فعالیت برای این کلاس انجام میشه من که خودم هنوز موفق به انجام تحقیق های بقیه ی در سهام نشدم ولی بیشتر کارهای این کلاسو انجام دادم. تا بریم ببینیم اخرش چی میشه.

 

یک جواب دوستانه و ملایم خشم را برطرف می کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:37  توسط مریم  | 

انهایی خوشبختند که فقط کاری که برایشان جالب است را باید انجام دهند این اشخاص خوشبختند چون دارای انرژی و شادابی بیشتری هستند و کمتر نگران و خسته اند

                               انرژی های شما همان جایی هستند که علایقتان است

روز یکشنبه ۲۰/۸/۱۳۸۶ هشتمین جلسه ی کلاس جامعه شناسی در ادبیات بود .استاد تصمیم گرفتند خودشون ادامه ی بحث جلسه ی قبل رو توضیح بدن به اضافه ی بحث های دیگری در پیرامون اون موضوعات.و من مطالبی که سر کلاس نوشتم و می نویسم مطالب خوبی بودن:

اجتماعیات در ادبیات چیست و چه زمینه های فرهنگی و اجتماعی باعث ظهور این مقوله شد و اینکه جای نظریات اجتماعیات در ادبیات در کلیات کجاست و این دیدگاه تا به امروز چه دستاوردهایی برای ما داشته است؟

تا کنون بحث نظری درباره ی چیستی.چگونگی و چرایی درباره ی اجتماعیات ارائه نشده است و اکثر مقالات بحث هایی است درباره ی یک اثر ادبی از این دیدگاه . مطالعه ی اثار یک ادیب از این دیدگاه . مطالعه ی دوره تاریخی از این دید گاه. ولی بحث های روش شناختی . معرفت شناختی و نظری جامعه شناسی در ادبیات در ایران رشد نکرده است و این باعث شده به صورت بحث یا دیدگاه غیر دانشگاهی بدون روش همچنان باقی می ماند.

نکته اول:ما یک شکل بنیادی درباره ی تلقی از اجتماعیات در ادبیات نداریم.

نکته دوم:اجتماعیات در ادبیات تاریخی دارد ان تاریخ عبارت است از

جامعه شناسی در ایران ابتدا در سال ۱۳۱۲ توسط ویلیام هاز انسان شناس المانی که توسط دولت المان اعزام شده بود در دانشسرای تربیت معلم درسی به نام جامعه شناسی تعلیم و تربیت

(علم الا جتماع)میداد و سپس این درس به دکتر غلامحسین صدیقی پدر جامعه شناسی در ایران منتقل شد .

صدیقی به عنوان واضع جامعه شناسی مقوله ی اجتماعیات در ادبیات را برای اولین بار به کار برد و این درس را ابداع و تدریس کرد مهم ترین شاگرد وی دکتر محمود روح الامینی است که کتاب اجتماعیات در ادبیات فارسی را نوشته اند .

دو ویژگی دکتر صدیقی:۱ـ تفکر ناسیونالیستی ۲ـ پوزیتیویست+اثبات گرا

اجتماعیات در ادبیات حاصل یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیتیویستی به جامعه شناسی و ادبیات در ایران در دوره ی اغازین شکل گیری علوم اجتماعی است.

زمینه های ظهور ایده ی اجتماعیات در ادبیات :

۱ـ تفکر ناسیونالیسم فرهنگی که موارد فرهنگی زیر را شامل می شود:

(سرزمین.زبان.اداب و رسوم ایرانی.نژاد اریایی.سرکوب اقوام و قومیت ها.فرهنگ زرتشتی)

ریشه های ان به دوره ی مشروطه بر می گردد.اولین ویژگی ان دوره این بود که هم به اندیشه های سیاسی و هم به روشنفکران مربوط می شد.

ما باید به منابع فرهنگ بومی خود توجه کنیم و تمدن و پیشرفت جامعه را بر اساس منابع خود دنبال کنیم و  این منابع به منابع فرهنگی بدون اسلام (زبان و ادبیات فارسی)خلاصه می شود.

در این دوران است که علی اکبر دهخدا و چهره های بزرگ ادب فارسی ظهور می کنند و طبیعی است که این رشته(اجتماعیات)یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیستیویستی به ادبیات فارسی است و دوم اینکه یک رویکرد بین رشته ای است که سعی میکند از منظر جامعه شناسی به ادبیات و منابع ایرانی و عمدتا فارسی بپردازد.

۲ـ تفکر پوزیتیویسم :که شامل موارد(تجربی.روش سیستماتیک .کمی گرایی در علم. عینی گرایی در علم. قائل به توان و قدرت استقراء در علم )

۳ـرویکرد اجتماعیات در ادبیات یک رویکرد مشروعیت بخش و بومی ساز برای رشته ی ناسیونالیستی ساخته ی جامعه شناسی در ایران است.

۴ـیک رویکرد واسط برای پیوند منابع فرهنگی ایران با دانش های جدید بود

اجتماعیات در ادبیات پیش از انکه توسط جامعه شناسان با استقبال روبرو شود توسط کسانی که در حوزه های ادبیات و زبان فارسی فعالیت می کردند مواجه شد و این یک ایده ی حاشیه ای بوده و تا به حال جدی تلقی نشده است و به صورت ایده ای که در نظام دانشگاهی جا باز کند وارد نشد .

حالا چرا ذر حاشیه قرار گرفت:

۱ـ اجتماعیات در ادبیات فارسی دارای ما به ازای جهانی یا غربی نیست به این معنا که شاخه های دیگر جامعه شناسی در دنیای غرب ما به ازاهایی دارند که ما می توانیم انها را ترجمه و استفاده کنیم.

۲ـ اجتماعیات در ادبیات فارسی پیش از انکه یک رویکرد علمی یا دانشگاهی به ادبیات باشد یک رویکرد سیاسی به ادبیات و جامعه شناسی است

۳ـ اجتماعیات در ادبیات به دلیل نداشتن متخصصان و محققانی که در علوم اجتماعی تربیت یافته باشند و توانایی لازم برای تولید دانش بنیادی و نظری داشته باشند عملا فاقد برخورداری از امکان و فرصت برای رشد و توسعه را داشت.و باعث شد این ایده تا امروز در یک سمت باقی بماند و به جایگاهی کلیدی در دانشگاه ها اختصاص نیابد

اجتماعیات در ادبیات د تاریخ نیم قرن مراحل مختلفی را طی کرده است

۱ـ استخراج مضامین و موضوعات اجتماعی در ادبیات فارسی بود. ادبیات فارسی مبنا و هدف این رویکرد بود ۲ـ در دوره ی بعد توصیف شرایط اجتماعی ـتاریخی دوره های مختلف ادبیات فارسی ۳ـو در اخر بیان زندگی نامه

و در اخر هم استاد نمونه هایی برای ما ذکر کردند که فقط مورد سوم ارزش ادبی داشت:

۱ـ جامعه شناسی در اثار سعدی ۲ـسیمای جامعه در اثار سنایی

 ۳ـزمینه های ایرانی در شعر فارسی (شفیعی کدکنی)

هر روز در پی ان باشیم که چگونه می توانیم شخصی را خوشحال کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:33  توسط مریم  | 

در زندگی دو هدف وجود دارد:

 

بدست اوردن انچه که انسان ارزویش را دارد  و لذت بردن از ان

 

فقط افراد عاقل و دانا می توانند به هدف دوم برسند.

 

روز یکشنبه 13/8/1386 هفتمین جلسه ی کلاس بود . یکی از شاگردهای ارشد استاد قبول کردند که کتاب

جامعه شناسی در ادبیات رو برای ما کنفرانس بدهند تا شاید این مطالب سنگین برامون سبک تر بشه  و بتونیم

اونو راحت تر درک کنیم .

 

کلاس اون روز محیطی دوستانه داشت صندلی ها کنار هم به صورت گرد چیده شده بود خلاصه امیر اقا

شروع کردن به توضیح دادن و خداییش هم خوب توضیح  می دادن یعنی خیلی گرم و روان صحبت کردن و همین باعث شد به صحبت هاشون درباره ی اون کتاب خشک گوش بدیم. ایشون مطالب مهم کتاب رو به طور خلاصه گفتن ولی متاسفانه چون مطالب کتاب گسترده است نتونستن تمومش کنن و قرار شد هفته ی اینده ادامه ی بحث دنبال شود.

 

جسم یک شخص عصبانی و خشمگین همواره مملو از سم است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:31  توسط مریم  |